بش قارداش
بابا امان
شهر تاریخی بلقیس
عمارت مفخم

بش قارداش
بابا امان
شهر تاریخی بلقیس
عمارت مفخم

جغرافياي تاريخي شهرستان شيروان

     بررسي و مطالعات تاريخي نشان مي‌دهد كه اقوام پارت در ناحيه شيروان زندگي و حكومت مي‌كرده‌اند و قبور زرتشتي در اقصا نقاط منطقه از جمله در قسمت جنوب و جنوب شرقي تپة نارين را اصطلاحاً تپة نادري مي‌گويند. وجود داشته و سوابق تاريخي همين تپة به هزارة پنجم و چهارم قبل از ميلاد مي‌رسد و از اين تپه ها بيشتر به صورت ارك بلد وبويژه با روشن كردن آتش در روي آن به عنوان يك وسيلة مخابراتي استفاده مي‌كرد‌اند [1] و آثار قبور زردتشتي در روستاي در روستاهاي دوين، گليان، زيارت، منصوران، هناهه و هنوز هم به چشم مي‌خورد وبا وجود اين آثار قديمي و اشياي مكشوفه در اين منطقه شهرستان شيروان را مي‌توان در رديف يكي از شهرهاي قديمي استان خراسان قرار داد.

    ايزيدور خاراكسي ( Isidoredecharax ) مورخ يوناني در قرن اوّل پيش از ميلاد در كتاب استاتمس پارتيك ( Stathmes- Parthiques ) دربارة هجده ايالت پارتي مي‌نويسد :

« در سال 137 يا 138 قبل از ميلاد در زمان ميترادات ( مهرداد ) پادشاه اشكاني كشور به دو قسمت عليا و سلفلا تقسيم مي‌گشت و دروازه‌هاي خزر حد فاصل بين آن بود كه از هجده ايالت به شرح زير تشكيل مي‌شد كه يكي از ان ايالتها ( ايالت شمارةيازده) آستاونه ( astavene ) يا آستابنه Astabene   ناحيه‌اي بوده كه اكنون شامل سيملجان،بجنورد، شيروان و قوچان مي‌شود ويكي از شهرهاي مهّم آن استوا يا خبوشان فعلي است [2]» ناحية شيروان راپولي بيوس[3]         مورخ قديم يوناني نيز محل زندگي و حكومت قوم پارت دانسته است.[4]

      آساك، اين اسم كه بعضي آساك هم گفته‌اند. نام شهري بوده از دهستان يا از كوهستانهاي خراسان شمالي كه در عهد قديم همان جا پارت ناميده مي‌شد و باني آن اشك اول است.[5]

       آساك را با اين كه نمي‌توان شهر قديم شيروان دانست ولي كاوش و تحقيق در تپة گبر‌خانة‌ شيروان مربوط به دورة‌ اشكانيان و ساسانيان با ثبت تاريخي شمارة 698 در سازمان ملي حفاظت آثار باستاني [6]‌و همچنين آثار قديمي در روستاهاي گليان (گيلارد گيلال ) و روستاي هنامة شيروان مي‌تواند كمك زيادي به محل اصلي شهر تاريخي آساك بنمايد. چون اكثر محققان محل شهر باستاني آساك را در ناحية شمال خراسان در حد فاضل بجنورد و شيروان و خبوشان ذكر كرده‌اند و بطور دقيق محل آن مشخص نگرديده است.

      اعتماد السلطنه مي‌نويسد:« عقيده نگارنده برآنست كه دهستان يا قوت و سرزميني كه طايفة داهي ( داهه ) درآن مي‌زيسته‌اند شامل بر بجنورد ( بوزنجرد ) و شيروان و قوچان ( خبوشان ) ودره‌گز تا طوس بوده است.»[7] در كتاب ايران درعهد باستان نوشنة دكتر محمد جواد مشكور چند شهر از جمله شيروان در قسمت علياي رود اترك به عنوان پايتخت اشكانيان ذكر شده است.

        استرابون جغرافيدان و مورخ يوناني مي‌نويسد: « ارشك[8] با طايفة خود در درة رود اترك مي‌زيست.»[9]دكتر محمد جواد مشكور: چنانكه اشاره كرديم نام پارت يا خراسان امروزي در سنگنبشته‌هاي داريوش بزرگ آمده و ذكر آن كتيبه‌ها دليل روشني است كه آن ناحيه ( خراسان ) پيش از داريوش در جزو ايالات  پادشاهي كوروش بزرگ هم بوده است. نام ايالت پارت در سنگنبشتة بزرگ داريوش در بيستون به صورت « پرثوه» آمده است.[10]

       نلسون دو بواز مي‌نويسد: « اندراگوراس كه از قبل انطيوكوس دوم بر پارت حكومت مي‌كرد در اين كشمكش مقتول گرديد و ظاهراً ارساسيس در شهري بنام آساك كه در نزديكي كوچان در وادي رود اترك واقع بود تاج شاهي بر سر نهاد.»[11]

       در اين تاريخ ( 250 قبل از ميلاد پس از تشكيل دولت اشكاني ) قبيلة (پارتي ) تمام درّة رود اترك و سرزمين نسا را در دست داشتند . اين ناحيه بعدها به نام آستاونه خوانده شد[12]كه دكتر مشكور اين ناحيه را شامل شهرهاي شمالي خراسان از آن جمله شيروان ذكر مي‌كند.

       دياكونوف محقق شوروي معتقد است : امپراطوري مقتدر ( يوئه ـ چري ) كه در تاريخ به نام كوشانيان خوانده مي‌شود در دشت آستاونه تأسيس شده است.[13] آستاونه يكي ازساتراپهاي هجده‌گانة دورة اشكاني بوده وشهر شيروان را نيز شامل است. « پس از مرگ آنتيوخوس كبير دولت يوناني باختر سر برداشته به سوي مغرب حمله آورد و ايالت استائوئنه ( آستاونه ) را از پارت انتزاع كرد. دولت باختر از سرزمينهايي كه از پارت گرفته بود در دوساتراپي يكي تپوريا در قسمت علياي رود اترك و ديگري تراكسيانه در درّة كشف رود تشكيل داد. و تنها پارت براي فرياپاني باقي ماند.»[14]

       تيرداد كه نامش در كتابهاي تيريداتس[15]آمده ( سال 248 قبل از ميلاد ) در قريه‌اي نزديك كوهستان در آستائوانه . تاجگذاري كرد[16]. زيرا « آذربرزين مهر » كه يكي از سه آتشكدة بزرگ و مقدس زرتشتي بود و مخصوص دهقانان ساخته شده بود در خراسان قرار داشت و اشكانيان مي‌خواستند علاقة خودشان را به زرتشتيان و دهقانان نشان دهند با توجه به قبور فروان زرتشتي در نقاط مختلف شهرستان شيروان بويژه در جنوب تپة نارين ( ارك ) وروستاهاي گليان، منصوران، هنامه، زيارت ودوين ـ كه مؤلف كتاب مطلع الشمس نيز به آن اشاره نموده ـ اگر شهرستان شيروان بيشتر مورد برسي و كاوش قرار گيرد بسياري از واقعيتها در مورد حكومت اشكانيان براي محققان روشن خواهد شد .

       آرتوركريستن سن : . آتش جاوداني شهر آساك در ايالت آستائوين[17]كه ارشك مؤسس سلسلة اشكاني در حضور آن به تخت شاهي نشست‌ نسبي با آتشكده آذربرين مهر دارد. زيرا امكام اين آتش در عهد ساسانيان نزديك شهر آساك بوده است [18].

      مؤلف حبيب السير مي‌نويسد : اكثر ولايات خراسان در زمان خلافت عثمان در سال سي ويكم هجرت وسيلة مسلمانان فتح شده است .»[19]

       مؤلف تاريخ نيشابورمي‌نويسد : ولايت خبوشان وآنرا استوا گفتندي تا حد نساو تا اسفراين و ولايت طوس و ارغيان حد آنست. قراي كثيره كبيره معموره دارد دارد منابع و مراتع و مزارع بسيار دارد. [20]

         در كتابهاي تاريخي از خبوشان به عنوانهاي مختلف اسم برده شده مانند الكاء[21]خبوشان، درّة خبوشان، ولايت خبوشان ، محالات خبوشان و كه وقايع جغرافياي تاريخي آن در بر گيرندة اتفاقات تاريخي شهرستان شيروان نيز مي‌گردد به طوري‌كه در زمان حكومت شاه عباس صفوي، شيروان مركز حكومت ناحية شمال خراسان بود مؤلف گنج دانش  مي‌نويسد : « . قراخان پسر مهراب بيگ بن شاهقلي سلطان كه به دليل[22]اكرادچمشگزك[23]و ايلخاني اين طايفه بر اين نواحي ( شمال خراسان)‌ استيلا يافت و شيروان را يورت قرار داده تمام چهل هزار اكرادچمشگزك را كه زعفرانلو و شادلو و كاوانلو و عمارلو و قراچورلو باشند در يورتهاي شيروان و قوچان و بجنورد است به زعفرانلو اختصاص يافت و از چناران سلفي تا سملقان يورت شادلو شد و كاوانلو را به سمت مشهد مقدس انداختند باين معني كه از اول خاك چلاي خانه كه در شمال مشهد مقدس واقع است تا قلعة يوسف‌خان كه در چهار فرسخي شمال قوچان است امتداد دارد يورت طايفه جاني قربان شد و كوه شمال چشمه گل اسب معروف به چشمه گيلاس كه كوه عمارت نام دارد و يك طرف آن كلات و دره‌گز است و سمت ديگر جلگه‌اي كه خط راه قوچان به مشهد درآن واقع است مسكن كاوانلو شد. خلاصه طوايف مزبور بمانند از طوايف گرايلي در اصقاع خراسان جماعت بغايري حالا در بام وصفي آباد مسكن دارند.»[24]

       بلدة شيروان دوّم قوچان است ولي بر حسب بنا ( قدمت شهر ) شهر اول است زيرا كه قبل از آبادي شهر قوچان اين بلد (‌شيروان )‌مسكن آباو اجداد رضا قلي ايلخاني بوده. امروزه اين شهر را هزار و پانصد خانوار مسكون است ودور او قلعه‌اي است كه از روي قاعده‌ي هندسي و به هيأت هشت غير‌منظم ساخته شده و خندق و خاكريز محكم دارد و در درون قلعه در مكاني كه مرتفع‌تر از ساير امكنه شهر است ارك بلد ( روي تپة ارك )‌واقع شده است كه او را نيز برج و بارة محكم بوده كه اكنون رو به انهدام و ويراني گذاشته است. [25]

        صنيع الدوله مي‌نويسد: « امّا شهر شيروان[26] قصبه‌ي بزرگي است كه تقريباً هزار و پانصد خانوار سكنه دارد مشتمل بر چهل برج كه فاصله‌ي بروج مختلف است يعني از شصت ذرع الي صد ذرع مي‌باشد و دوره‌ي بروج از چهل ذرع الي هفده ذرع و ارتفاع بروج از شش الي هشت ذرع است. دور حصار خندقي[27] بوده كه حالا آثار آن پديدار مي‌باشد. شهر شيروان دو دروازه دارد. دروازه‌ي قوچان كه رو به مشرق است و دروازه‌ي ارك كه رو به قبله باز مي‌شود و يك حمّام آباد و يك حمام خراب در شيروان هست با چهار مسجد و يك حسينيه كه حالا خراب است كه يخچال ديواني و سه يخچال رعيتي و صد و پنجاه باب دكان بزازّي و عطاري و بقالي و صباغي و نعلبندي و كفش‌دوزي و خياطي دارد . طرف مغرب شهر در داخله بلد تپه‌ايست [28] مصنوعي كه نارين قلعه بلد بوده ارتفاع تپه از سطح شهر بيست و پنج ذرع و قطر تپه از بالا از طرفي صد قدم و از طرف ديگر هشتاد قدم مي‌باشد از عجايب آنكه در هر آبادي كه از اين قبيل تپه يافت شود در انتها غربي آباديست[29]».

        وضع شهر ( شيروان ) ابتدا مربع مستطيل بوده و استطالة[30]آن از مشرق به مغرب و بعدها در طرف شمال در نصف كمتر طول شهر قدري افزوده شده است و اينك شهر شيروان بدين شكل است[31].

       لرد كرزن سياستمدار معروف انگليسي كه در سال 1889 ميلادي ( 1307 قمري ) به ايران سفر كرده است در مورد نحوة حكومت در شمال خراسان مي‌نويسد : نسب نامة خاندان ايلخاني به شرح زير است اوّلين رئيس خانواده كه مدرك آن در دست است محمّد حسين بود كه اواخر قرن گذشته در شيروان حكومت مي‌كرد پس از او امير گناخان[32] در اوايل قرن حاضر به قوچان آمد و بارها با تركمنها در افتاد[33] .

        اعتماد الدوله مي‌نويسد : امير حسين‌خان در زمان حيات خود از برگترين امري طراز اول خراسان بود و بطور موروثي حكومت شيروان و قوچان را داشت . يكشنبه 25 شعبان  1308 قمري صاحب ئيوان با جبّة شمة‌مرصع و شجاع الدوله با شمشير مرصع شرفياب شده بودند و مدتي با شاه خلوت كرده بودند[34] .

        جليان (‌گليان )‌شهر بزرگي بوده و هفت حمّام داشته و آثاري از آن حمّامها باقيست دهستان بعضي از قباله‌ها و اسناد قديمة بجنورد و مانه و سملقان و اسفراين را از توابع جليان مي‌نوشته‌اند و گليان جزو اعمال شيروان است.[35]

        خواندميرمي‌نويسد: لشكريان ميرزا يادگار محمد نخست به گرگان حمله كرده وبا شكست دادن لشكريان امير شيخ زاهد طارمي به طرف سملقان و اسفراين يكي از ولايت جليان حمله نمودند كه با مقاومت ناصرالدين عبداخالق و امير مبارزين ولي‌بيك و ميرزا كيچيك مواجه مي شود.[36]

       شهر يا قصبه خرابي كه در بالاي سر مشهد طرقي ( شيروان ) ديده مي‌شود كه كمتر از بجنورد نبوده و طوري خراب شده كه مي‌توان گفت زياده از دويست سيصد سالست كه رو بانهدام گذشته اين آبادي موسوم به مشهد طرقي بوده و در زمان نادرشاه هفتصد خانوار بومي و، بعضي خانوار غرابا داشته[37]…….

        در يك جمع‌بندي كلي با توجه به آثار قديمي موجود و منابع و مآخذي كه ذكر شد و طبق نقل قول معّمرين آبادي اوليّة شهر شيروان در قرون گذشته در غرب شهر قديم[38]شيروان يعني در محلة « گون‌بات[39]» قرار داشته است و قبل از زمان صفويه مركزيت شهر از نظر جغرافيايي طبق اسناد و سفرنامه‌ها به اطراف نارين تپه ( ارگ[40] ) يعني محل فعلي شهر قديم ( كهنه شهر )‌ كه متصل به گون‌بات و خوشه‌گاه[41]است تغيير مكان پيدا مي‌كند. طبق نوشتة مورخان در زمان صفويه و افشاريه، شيروان به يكي از مراكز عمدة تصميم‌گيري در شمال خراسان تبديل مي‌شود كه وسعت شهر و برج و باورها و خندقهاي اطراف و وقايع تاريخي، جنگلها و درگيريهاي آن دليلي بر اين مدّعاست.[42]

        در 12 ارديبهشت ماه سال 1308 شمسي براثر وقوع زلزله[43]، شيروان ( شهر قديم[44]) ويران و پس از چند سال شهر جديدي با رعايت اصول شهرسازي در شرق و شمال شرقي آن احداث مي‌شود كه به علت قرار گرفتن در مسير جادة اصلي تهران مشهد، ايجاد كارخانه هاي بزرگ قند، الياف، اسفنج، نيروگاه بزرگ گازي و . به يكي از شهرهاي فعال در سطح استان خراسان تبديل مي‌گردد.



[1] - تپة ارك شيروان با شمارة ثبت تاريخي 703 در سازمان ملّي حفاظت آثار باستاني ايران مريوط به هزارة پنجم و چهارم قبل از ميلاد اسلامي است . نصرت الله مشكوتي، بناهاي تاريخي و اماكن باستاني ايران ، سال 1349/ ش ، فرهنگ وهنر ، ص 320.

[2] - دكتر محمد جواد مشكور ، پارتيها يه پهلوان قديم ، ج1 ، تاريخ سياسي. انتشارات دانشسراي عالي، شمارة 46، سال 1350 ، ص145.

[3] -  Polybius 

[4] - همانجا . ص 145

[5] - محمد حسن بن حاجب الدوله علي ( اعتمادالسطنه )‌مقدم ، دررالتيجان في تاريخ بني الاشكان ، ج 3 ، ص 36.

[6] - نصرت الله مشكوتي. بناهاي تاريخي و اماكن باستاني ايران ، سال 1349/ ش ، فرهنگ و هنر ، 320.

[7] - اعتماد السلطنه ، دررالتيجان في تاريخ بني الاشكان ، تهران ، 1308/ ق، ص 138

[8] - ارشك . سردودمان پادشاهان اشكاني و پسر فري‌باپت ( پدر دوست ) است .

[9] - استرابون ( كتاب 11 فصل 9 بند 2 ) دكتر محمد جواد مشكور ، پارتيها يا پهلويان قديم ، ج 1، ص107.

[10] - همانجا ، ص 103.

[11] - نلسون دوبواز تاريخ سياسي پارت اشكانيان ، ترجمة‌ علي اصغر حكمت ، تهران ، ابن سينا، 1342/ ش، ص8.

[12] - دكتر محمد جواد مشكور ، پارتيها يه پهلويان قديم ، ج1، ص110.

[13] - دياكوئوف ، اشكانيان ، ترجمة كشاورز كريم ، ص124.

[14] - دكتر محمد جواد مشكور ، پارتيها يا پهلويان قديم ، ج1، ص124.

[15] - Tiridates  

[16] - دكتر محمد جواد مشكور ، همان، ج1، ص118.

[17] - Astaouene 

[18] - آرتوكريستن سن ، ايران در زمان ساسانيان ، ترجمة رشيد ياسمي ، ص 188.

[19] - غياث الدين خواند مير ، تاريخ حبيب السير ، تهران ، خيام 1333، ج1، ص504.

[20] - الحاكم ابوعبدالله نيشابوري ، تاريخ نيشابور ، تهران ، ابن سينا ، 1339 ، ص 140.

[21] - مرزوبوم ، كشور ، ميهن ، زمين . فرهنگ معين

[22] - دليل يعني رهبر 6ـ ايل بزرگ كرد

[23] - ايل بزرگ كرد

[24] - محمد تقي خان بن محمد هديخان ( حكيم ) ، گنج دانش ، تهران 1305، ص370.

[25] - علي نقي بن اسماعيل ، سفرنامة خراسان ، سال 1284/ ق ، شنبه دوّم ربيع الثاني ، ص335 338.

[26] - منظور كهنه شهر شيروان است .

[27] - آثار خندق را در حال حاضر نيز مي‌توانيد در انتهاي خيابان پشآهنگي ( جهاد )‌ببينيد .

[28] - تپة ارك

[29] - محمد حسن خان صنيع الدوله ، مطلع الشمس ، ج1، ص141-143.

[30] - دراز شدن . فرهنگ معين.

[31] - محمد حسن خان صنيع الدوله ، مطلع الشمس ، ج1، ص143.

[32] - منظور امير كونه‌خان است .

[33] - رمضانعلي شاكري ، اتركنامه ، مؤسسة‌ اميركبير 1365 / ش ، ص43؛ نقل از ايران و قضبه ايراني كزن جرج نانانيل

[34] - اعتماد السلطنه ، يادداشتهاي روزانه ، ج1 ص391.

[35] - محمد حسن خان صنيع الدوله  ، مطلع الشمس ، ج1 ، ص143.

[36] - غياث الدّين خواندمير ، تاريخ حبيب السير ، تهران ، خيام ، 1362، ج4، ص581.

[37] - محمد حسن‌خان صنيع الدوله ، مطلع الشمس ، ج1، ص139.

[38] - طبق نوشتة‌ ميرزا براتعلي شيرواني در كتاب خطي تاريخ شهر قديم شيروان (‌ناسخ التواريخ شيروان )‌ص21محل اوليه شهر شيروان در اطراف منصوران ذكر شده است و با وجود قبور زردتشتي و تپه‌هاي دست ريزنگارنده آثاري بر وجود شهر و حتي قصبه‌اي بزرگ در اين قسمت مشاهده نكردم .

[39] - كلمه‌اي تركي و به معني « غروب خورشيد » است كه معمولاً به غرب آبادي گفته مي‌شود.

[40] - با ثبت تاريخي شماره 703 در سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران مربوط به هزارة پنجم و چهارم قبل از ميلاد ( نقل از بناهاي تاريخي و اماكن باستاني ايران نوشتة نصرت الله مشكوتي ، ص320).

[41] - خوشه‌گاه يا قوچ‌گاه محله‌اي بين گون‌بات و شهر قديم و كون‌بات لغتي تركي وبه معني غروب خورشيد است.

[42] - رك: روضة الصفا و مطلع الشمس ، 482.

[43] -شناسنامه شهرستانهاي ايران ، ص 354.

[44] - نقشة ( كروكي) شمارة 2 وعكس شمارة 3.