بش قارداش
بابا امان
شهر تاریخی بلقیس
عمارت مفخم

بش قارداش
بابا امان
شهر تاریخی بلقیس
عمارت مفخم

وجه تسمية بجنورد

     شهر بجنورد واقع در ْ57 وَ20 طول شرقي و ْ37 و َ28 عرض شمالي در 284 كيلومتري شمال غربي مشهد (مركز استان خراسان ) با آب و هواي معتدل و مرطوب و حدود 112426 نفر جمعيت.

مهمترين آثار باستاني بجنورد عبارت است از:

خرابه‌هاي شهر قديمي «بيژن يورت» در شمال غربي بجنورد ـ بقعة سلطان سيد عباس برادر امام رضا (ع)ـ مقبرة بابا توكل شاعر قرن چهارم ـ آيينه خانة مفخّم ـ عمارت خانة سردار مفخّم.

وجه تسميه

     تاريخ بناي شهر جديد بجنورد به سه قرن پيش يعني زمان سلسلة صفويه باز مي‌گردد و به زعم مؤلف «مطلع‌الشمس، توسط تولي‌خان دوم بر روي خرابه‌هاي زلزله‌زدة شهر قديمي بنا گرديد. در شمال غربي شهر كنوني، آثاري كهنه از شهر قديمي به چشم مي‌خورد كه امروزه مردم محل آن را «بيژن يورت» Bizan yort  مي‌نامند.

     قسمتي از ساكنان شهر را طوايف «شادلو » و «گرايلي» تشكيل مي‌دهند كه كردهاي شادلو را شاه عباس اول در آنجا سكني داد.

     چنين بر مي‌آيد كه نام شهر قديمي كه «بيژن يورت» بوده به شهر جديدي كه تازه احداث گرديده، انتقال يافته است. مردم محل هم‌ چنين به آن «بيژن يورد» مي‌گويند. موضع كنوني بجنورد را در زمان آباداني بيژن يورت، «كهنه كند» مي‌گفتند؛ يعني قرية كهنه. مابقي‌ِ مردمِ بيژن يورت پس از زلزله به موضع جديد آمده و با مردم آن در هم آميختند.

     «يورت» yort  و«يورد» yord  ، واژه‌اي است تركي به معناي جا، مكان و منزل و در مجموع «بيژن يورت» به معناي شهري است كه پاية اولية بناي آن را حاكمي به نام بيژن نهاده است. از نظر اعتماد‌السلطنه اين بيژن، غير بيژن سيستاني است.[1]

     «بيژن يورد» به صورت «بيژن گرد» نيز تلفظ و نوشته شده است. و به اين نگارش است كه «بيژن گرد» به مرور، تبديل به «بوزن گرد» و سپس گاف آن، تبديل به «ج» و «بوز نجرد» گرديد و در نهايت براثر تحريف، «بجنورد» شده است.[2]

     مؤلفِ ايران نامك بر اين باور است كه پيشوند بجنورد (بج)، تغيير شكل يافتة «وَئِجه» باستاني است. «وئجه» واژه‌اي هندو و ايراني گيتائي است كه به سرزمين «سرزمين مشرف بر رود و آب روان» اطلاق مي‌گرديده است. از ريشة هند و اروپائي IE We (n)gw به معني روان بودن، با سرعت به جنبش درآمدن و باليدن است. وئجه پس از جدايي از زبان متعارفي در سيستم گيتائي، معاني و اشكال مختلفي به خود گرفت و با همين معاني و اشكال، گاهي در بعضي زبانها و گويشهاي ايراني نيز سر  برآورد.[3]

 

توكلي مقدم، غلامحسين. وجه تسمية شهرهاي ايران



[1] - همو ، 1/133.

[2]- رياضي ، 242.

[3] - قرشي ، 150 ، 151.