بش قارداش
بابا امان
شهر تاریخی بلقیس
عمارت مفخم

بش قارداش
بابا امان
شهر تاریخی بلقیس
عمارت مفخم

اسفراين در دوره اسلامي تا حملة مغول

     بلاذري فتح اسفراين توسط مسلمانان را در عهد عثمان گزارش نمود و مي‌گويد:

«خليفه عثمان بن عفان در سال 30 هجري عبدالله بن عامر را به غزوبلاد خراسان فرستاد و او شهرهاي اسفراين خواف و. را بگشود .[1]»

     اسفراين پس از تسلط اعراب و حتي در زمان حكومت آنها بسيار آباد بوده است. در كتاب سوانح‌الايام، تاليف جواهر الكلام راجع به وضعيت اسفراين در زمان حملةاعراب مي‌نويسد:

     «در زمان حملة اعراب به ايران چندان خرابي به اسفراين وارد نشد و عبدالله‌المطيع حكومت و فرمانروايي اسفراين را بدون مقاومت از طرف مردم تحت نظر گرفت.[2]»

     صاحب تاريخ حبيب‌ السير نيز فتح اسفراين به دست مسلمانان را توسط عبدالله بن عامر مي‌داند و مي‌نويسد :

     «عبداللله بن عامر در سال سي‌ويكم هجري اكثر ولايت خراسان مانند جوين و بحرآباد و اسفراين و . را بعضي به لطف و برخي را به عنف در حيّز تسخير كشيد.[3]»

     آنچه مسلم است در دورة اسلام نيز اسفراين شهرت و معروفيت خود را داشته است و قسمتي از نيشابور بزرگ بوده است.

     ابن رسته، ابن حوقل واصطخري نويسندگان قرن چهارم هجري قمري اسفراين را زا شهرهاي مهم نيشابور و فاصلة آن تا نيشابور را پنج منزل كرده‌اند.[4]

ابوالقاسم بن احمد جيهاني نخستين جهانگرد و جغرافيدان ايراني نيمة دوم قرن چهارم هجري در كتاب اشكال العالم از نيشابور تا اسفراين را هفت منزل در جاي ديگردر ذكرفواصل جرجان تا خراسان فاصلة اسفراين تا نيشابور را پنج منزل نوشته كه عبارتند از : اسفراين تا معقلي يك منزل و از آنجا تار او نيز يك منزل و از آنجا تا ميشقان يك منزل و از آنجا تا رباط كاريزگاه يك منزل و از آنجا تا نيشابور يك منزل.[5]

    مقدسي در پايان قرن چهارم هجري راجع به اسفراين مي‌نويسد :

     «اسفراين روستايي ]  بزرگ[ گرانمايه و مراكز انگور خوب و كشتزار برنج و           ] حبوب [ است. جادة گرگان آن را به دو نيمه مي‌كند. شهرآن به همين نام است. آباد و گرانقدر است، ]  از نهري كه از كوه مي‌آيد آب مي‌آشامند[  در شهرهاي اين روستاها مهمتر از آن نيست. بازارهاي زيبا و ويژگيهاي ديگر نيز دارد. مردم اهل حديثند.[6] »

      امام قفال در قرن چهارم هجري مذهب شافعي را در ماوراء‌النهر خراسان پراكند و بر روي هم در اين عهد در اسفراين شافعيه غلبه داشتند.[7]

     سلجوقيان پس از تسلط بر خراسان در ابتداي امر منطقة سلطنت و فرمانروايي را بين خود تقسيم و تفكيك نمودند، به اين ترتيب كه چغري بيكابوسليمان داودبن ميكائيل كه برادر بزرگتر بود مروو بلخ را تا جيحون در اختيار گرفت و طغرل ولايت عراق را و بيغو هرات و نيشابور و اسفراين را حكومت مي‌كرد.

     «در زمان ملكشاه سلجوقي هنگامي كه در قصبة اسفراين نزول كرده بود، روزي به عزم شكار برآمده، در اثناي شكار از دور يكي ظاهر شد. حافظان شكارگاه او را گرفته پيش سلطان بردند. چون سلطان از وي احوال پرسيد، بنياد پريشان گفتن كرد. سلطان ملكشاه فرمود كه او را تازيانه‌اي چند بزنند، تا براستي اقرار نمايد و چون به فرمودة سلطان عمل نموده تازيانه‌اي بر وي زدند، او گفت : من پيك سلطان ابراهيم غزنوي‌ام، مرا به اين اردو فرستاده و مكتوبي چند به من داده ؛ چون مكتوبات او را گرفتند، سلطان ملكشاه بر مضمون آن اطلاع يافت . صلاح در اظهار آن به امرا نديد و عنان عزيمت از آن اراده مصرف داشته ، به جانب مقر سلطنت خود مراجعت نمود. [8]

     در دورة بعد از اسلام اگرچه اسفراين يكي دو بار مورد حمله و تهاجم قرار گرفت و ويران شد ، ولي بكلي از بين نرفت و مردم با همت م تلاش خود شهر را بازسازي كردند.

     ياقوت حموي كه مقارن حملة مغول زندگي مي‌كرده و فرهنگ معجم‌البلدان را چند سال قبل از اين حمله تدوين كرده است دربارة اسفراين مي‌نويسد :

      « اسفراين شهري است استوار ، در اطراف نيشابور، در نيمة را جرجان، و نام قديم آن مهرجان است. يكي از پادشاهان اين نام را به جهت سرسبزي و خرمي بر آن نهاده است و روستاهايي در اطراف مهرجان وجود دارد. »

فدايي ، سيد احمد ، جغرافياي شهرستان اسفراين

 

 

 



[1] - الف: البلاذري احمد بن يحيي، فتوح البلدان، ترجمة دكتر آذرتاش آذرنوش، انتشارات سروش ، چاپ دوم، تهران، 1364، ص 159.

[2] - به نقل از ، پايان نامه تحصيلي جغرافياي اسفراين ، ص 5

[3] - الحسيني غياث الدين بن همام الدين ، تاريخ حبيب السير ، چاپ سوم ، جلداول ، كتب فروشي خيام، تابستان 1362، ص 504.

[4] - الف: ابن رسته، الاعلاق النفيسه ، ترجمة دكتر حسين قره چانلو، انتشارات امير كبير ، چاپ اول ، تهران ، 1365، ص 200

ب:ابن حوقل، صورة الارض، ترجمة دكتر جعفر شعار ، انتشارات بنياد فرهنگ ايران ، تهران ،1345، ص 169و168

ج:اصطخري ابواسحق ابراهيم، مسالك وممالك، به كوشش ايرج افشار ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، تهران، 1340، ص 205و222 .

[5] - رك ، اشكال العالم، ص 149و 173.

[6] - مقدسي ابوعبدالله محمد بن احمد ، احسن التقاسيم في معرفة الاقاليم، بخش دوم ترجمة علينقي منزوي، شركت مولفان و مترجمان ، چاپ اول ، اسفند 1361، ص 566

[7] - دكتر صفا، ذبيح‌الله، تاريخ ادبيات ، انتشارات فردوسي، چاپ ششم، تهران، 1363،ص 275.

[8] - نفيسي، سعيد ، در پيرامون تاريخ بيهقي ، كتابفروشي فروغي، جلد دوم، ص 929 و 930

2- رك ، پيرامون تاريخ بيهقي ، جلد2، ص 792.