بش قارداش
بابا امان
شهر تاریخی بلقیس
عمارت مفخم

بش قارداش
بابا امان
شهر تاریخی بلقیس
عمارت مفخم

اسفراين قبل از اسلام

ناحية اسفراين مانند ساير بلاد خراسان جزو اولين مراكز جمعيتي است كه اقوام آريايي پس از ورود به ايران در آن سكني گزيدند .[1]اين ناحيه قسمتي ازپارت عهد قديم نيز بوده است .[2]

       در زمان اشكانيان اسفراين از روستاهاي مهم ابرشهر يا نيشابور امروز بوده [3]و اهميت خاصي داشته است . سپس در عهد ساسانيان نيز داراي شهرت و اعتبار بوده است و چون با ابرشهر يا ايرانشهر، شهر مهم آن زمان كه در دوره‌هاي بعد نيز حاكم نشين بزرگ خراسان بود ، قرب جوار داشته است ، شاهزادگان ساساني در آن رفت و آمد مي‌كرده‌اند .

       عبدالملك بن‌محمدبن اسماعيل ثعالبي نيشابوري صاحب «تاريخ ثعالبي» راجع به فرار قباد پادشاه ساساني از برادرش بلاش به جانب خاقان ترك به منظور ياري گرفتن از وي مي‌نويسد :

     «چون به اسفراين از شهركهاي نيشابور رسيدند ، بردهگان آنجا درآمدند، چشم قباد بر دختر صاحب خانه افتاد و مهرش بر دل وي نشست و از برزمهر[4]خواست كه آن دختر از پدر براي او خواستگاري كند . دهگان شادمان گشت و پذيرفت و دختر را به زني به قباد داد . ازدواج كردند و در همان خانه همخوابه گشتند . علاقة قباد به همسرش زيادت گشت و عقد جواهرشامي به او هديه كرد و يك هفته نزد او بماند . آنگاه با او وداع گفت و او را به پدر و مادرش بسپرد و با يارانش راهي شد تا به پادشاه هياتله پيوست . پادشاه هياتله از آسمان احسان خويش بر او باريدن گرفت ، او را گرامي داشت و از هرگونه پذيرايي و مهمان‌نوازي دريغ نكرد . به قباد گفت اي شاهنشاه، بهترين نيكوييها عاجلترين آنهاست. شاه هياتله بيست هزار از زبده‌ترين مردان كارزار را همراه او كرد و با مهربانيهاي بسيار و هداياي بي‌شمار و با جنگ افزار كامل و آراستگي در خور ، او را به ايرانشهر روانه ساخت ، قباد به ايران بازگشت و چون به اسفراين رسيد ، بر دهگان پدر همسر خويش در آمد . دهگان او را به زاده شدن فرزندش كه چشمها مانند او را نديده بودمژده داد . كودك را بخواست . ديدگانش به ديدار فرزند روشن گشت ، او را كسري ناميد و همواست كسري انوشيروان. به برزمهر دستور داد تا از نژاد دهگان باز جويد ، دهگان او را آگاه ساخت كه از تبار افريدون است . قباد از اين خبر غرق در شادي گرديد و چندان به بخشش كرد كه بي‌نيازش ساخت و كسري و مادرش را با خود به مركز فرماندهي‌اش برد.[5]»

حتي در شاهنامة فردوسي نيز به جريان خواستگاري و ازدواج قباد اشاره شده است .

     در اواخر عهد ساسانيان و مقارن فتوح اسلام، خراسان چهر ولايت عمده داشت كه عبارت بود از ابرشهر، يا نيشابور، مروشاهجان، هرات و بلخ . شهرهاي عمدة ديگرآن هم عبارت بود از اسفراين و جوين و [6]

    در اين دوره روستاها آباد، قنوات پرآب و مزارع سرسبز بوده‌اند و مردم با نظامهاي آبياري و سدسازي آشنا بوده‌اند . شايد به همين دليل باشد كه قباد به سبب گوارايي آب و خوشيهوا و سبزي صحرايش آن را مهر جان ناميد.[7]

    در نزديكي روستاي كلاته سنجر اسفراين آثار سدي وجود دارد كه احتمال مي‌رود مربوط به دورة ساساني باشد ، وجود اين سد شاهدي است بر قدمت منطقه و يادگار روزگاراني كه آن جا آبادان بوده است .[8] بنابراين دورة ساسانيان را مي‌توان زمان شكوفايي و شهرت اسفراين دانست . 

فدايي ، سيد احمد ، جغرافياي شهرستان اسفراين



[1] - رك ، طرح جامع اسفراين، جلد اول ، ص180.

[2] - الف: ر ك ، تاريخ قومس، ص38.

ب: پيرنيا(مشيرالدوله)،حسن،ايران باستان،جلدسوم، دنياي كتاب ،چاپ دوم،تهران، 1362،ص2186.

[3] - محمد جواد مشكور ، ايران درعهد باستان،ص22.

[4] - برزمهروزير قباد بوده است

[5] - ثعالبي نيشابوري عبدالملكبن محمدبن اسماعيل، تاريخ ثعالبي ، پارة نخست، ايران باستان ، ترجمة محمد فضائلي ، نشر نقره، 1368، ص 382و383.

[6] - دكتر زرين كوب ، عبدالحسين، تاريخ ايران بعد از اسلام، مؤسسة انتشارات امير كبير ، چاپ چهارم، تهران،1363،ص492

[7] - ابوالفداء ، تقويم البلدان، ترجمة عبدالمحمد آيتي، بنياد فرهنگ ايران، ص 519.

[8] - ر ك، مجلة آينده، سال شانزدهم ، شمارة 5-8، ص 568.