بش قارداش
بابا امان
شهر تاریخی بلقیس
عمارت مفخم

بش قارداش
بابا امان
شهر تاریخی بلقیس
عمارت مفخم

بجنورد پيش از اسلام

     در دوران ميان سنگي يعني از حدود هشت تا 20 هزار سال پيش تنها مكان شناخته شده در خراسان منحصر است به «تپه پهلوان» جاجرم كه دو سال پيش در جريان يك بررسي سطحي كشف شد، تعدد ميكروليت‌ها و تيغه‌هاي چخماق و وسعت نسبي زياد محوطه مزبور خبر از حضور جمعيتي نسبتا بزرگ را براي مدتي طولاني در اين محل مي‌دهد كه با توجه به نحوه زندگي خانه به دوشي و متغير در آن زمان، اين امر جالب و در خور تعمق است. همزماني تشابه و در نتيجه ارتباط فرهنگي ساكنين اين محل از نظر شيوه ابزار سازي با ساكنين غارهاي بيستون و ورواسي در  غرب ايران و ساكنين غارهاي كمربند و هوتووعلي تپه در شمال ايران، قابل توجه است، چرا كه اين امر حركت اقوام ايراني آن دوران را در مسيري كه بعدها در دوران پارتيان به «جاده ابريشم» مشهور گرديد و شاخه‌اي از آن طريق جاجرم به نيسا ختم مي‌شد مي‌رساند.

در هزاره پنجم و چهارم پيش از ميلاد سملقان و جاجرم مسكن و مساواي جمعي از ساكنين منطقه بجنورد بوده است، در بخش سملقان، تپه‌هاي «خان» و «شهرآوا» و در بخش جاجرم تپه پهلوان و حيدران و كلاته‌حسن مسكون بوده‌اند، آثار هنري بجاي مانده از آن دوران كه در قطعات سفال خلاصه مي‌شوند حاكي از شناخت هنرمندان به قانونمندي‌هاي زيباشناسي و توان‌ها در پرداخت ظروف زيبا مي‌باشند.

     هزاره سوم پيش از ميلاد دوران شكوفايي و عظمت فرهنگي ايرانيان بومي يا آسيايي بود آثار هنري آن دوران را در «آنو» نزديك عشق آباد تركمنستان همسايه بجنورد و در شهر سوخته سيستان و تپه سيلك كاشان و حصار دامغان و محمدآباد گرگان و شوش و نقاط متعدد ديگر مي‌توان جستجو كرد، از هزاره سوم پيش از ميلاد يك مكان در سملقان و دو مكان در جاجرم شناسايي گرديده‌اند و مؤيد اين واقعيت‌اند كه در آن دوران منطقه بجنورد با ساير زيستگاههاي فلات ايران تبادل فرهنگ داشته است.

     در اواخر هزاره دوم و اوايل هزاره اول پيش از ميلاد بجنورد بيشترين جمعيت را تا آن دوران در خود پذيرا شده است زيرا كه شاخه‌اي از اقوام هند و اروپايي يا آريايي كه «ايرانويچ» را در حوالي خوارزم به قصد يافتن چراگاه‌ها و مراتع ترك كرده بودند از طريق كناره‌هاي اترك راه مركز ايران را پيش گرفتند و گروه‌هايي از آنان هر جا كه مناسبت ديدند در آن رحل اقامت افكندند و بنيان آباديها و شهرهايي را در آن سامان پي‌ريزي كردند.[1]

     بخش سملقان در آن دوران گويا مناسب‌ترين مكان جهت اقامت بوده است از34 محوطه مسكوني اواخر هزاره دوم و اوايل هزاره اول پيش از ميلاد در بجنورد 26 محوطه در بخش سملقان شناسايي شده‌اند.[2] 

     قدمت سنگ نگاره جربت در بخش جاجرم را هم اگر به دليل ويژگيهايي كه دارد نخواهيم به دوران نوسنگي برسانيم از هزاره اول پيش از ميلاد جديدتر نيست لازم مي‌دانم به عرض برسانم كه ما در منطقه جاجرم به بقاياي دژي از هزاره اول پيش از ميلاد دست يافته‌ايم كه در تاريخ معماري ايران از اهميت فراواني برخوردار مي‌باشد.

     در سال هاي 75-1974 دو هيئت ايتاليايي كناره‌هاي اترك را بين شيروان و بجنورد بررسي كرده و تعداد زيادي مكان و زيستگاه را از دوره‌هاي مختلف تاريخي و پيش از تاريخ شناسايي كرده‌اند. آنچه از حاصل كار اين هيئت‌ها در ارشيو ميراث فرهنگي كشور موجود است كارت‌هايي است با علائم قراردادي كه بهره برداري از آنها جهت معرفي آثار تقريبا غير ممكن است.

     اشك نخستين بار در شهر «آساك» پادشاهي خود را اعلام كرد،[3] آساك را آقاي كيكاوس جهان‌داري مترجم كتاب «تاريخ ايران و ممالك همجوار» گوتشميد، شامل سيملجان و بجنورد و شيروان و قوچان حاليه مي‌دانند.[4] در آساك آتشكده مهمي بود كه آتش جاويدان در آن نگهداري مي‌شد و آناهيتا در آن تقديس مي‌گرديد و اشك اول در آن تاجگذاري كرد.[5]

     محققي از جمله «جاكسن» عقيده دارد كه محل اين آتشكده در شمال باختري اسفراين واقع است.[6] و اين محل مي‌تواند با «جوشقان» بجنورد مطابقت داشته داشته باشد. ما در آن محل بر بالاي يك بلندي مشرف بر روستاي جغد بناي با شكوه سنگي مشاهده كرده كه به احتمال فراوان مي‌تواند همان آتشكده آساك باشد، پي‌گردي‌ها و تحقيقات بعدي ماهيت آن را روشن‌تر خواهد كرد.

     از دوران اشكانيان15 زيستگاه در بجنورد مورد شناسايي قرار گرفته‌اند كه از آنها يك زيستگاه در جاجرم، دو زيستگاه در جرگلان،4 زيستگاه در بخش مركزي و هشت زيستگاه در سملقان هستند، از موارد بسيار قابل توجه اينكه در نزديكي بجنورد قطعه سفالي يافت شده (توسط آقاي رمضانعلي شهيدي) كه بر روي آن اثر سمبه سكه‌زني پادشاه پارتي ( احتمالا مهرداد دوم) نقش بسته است و اين امر علاوه بر اينكه يك زيستگاه را مربوط به دوران پارت در كنار شهر بجنورد نشان مي‌دهد، اهميت آن را در شمار شهرهايي بالا مي‌برد كه ضرابخانه داشته است، بديهي است كه مكان‌هاي متعلق به دوران اشكاني بايد به مراتب بيش از اينها باشد اما لايه‌هاي تمدني مربوط به دوران ساساني و اسلامي آن زيستگاه‌ها را، پوشانده‌اند به همين دليل از دوران ساسانيان فقط سه مكان در بخش سملقان شناسايي گرديده و اظهار نظر را در رابطه با چگونگي بجنورد در دوران ساساني براساس يافته‌هاي باستانشناسي مشكل كرده است.

رجبعلي لبّاف- كارشناس باستان شناسي 

نام كتاب: مجموعه مقالات سمينار تاريخ و آثار باستاني بجنورد

به كوشش: احسان سيدي زاده- علي اكبر عباسيان

انتشارات: دانشگاه آزاد اسلامي واحد بجنورد

چاپ اول: پاييز 71



[1]- ر.ك. ايرانويچ. دكتر بهرام فره وشي. انتشارات دانشگاه تهران. 1365 . ص25 8 

[2] - آمار بررسي شده از گزارش بررسي آثار تاريخي بجنورد. تهيه و تنظيم فائق توحيدي( منتشر نشده) و بررسي نگارنده در منطقه بجنورد( منتشر نشده) برداشت شده است.

[3] - تاريخ ايران و ممالك همجوار آن از زمان اسكندر تا انقراض اشكانيان. الفرد فن گوتشميد. ترجمه كيكاوس جهانداري. بنگاه ترجمه و نشر كتاب. تهران 1355 ص 64-63

[4] - همان كتاب . ص 66

[5] - ر.ك. نامه فرهنگ ايران. آساك- كاوس شيپمان. ترجمه احمد بهپور ص 74-73

[6] - همان كتاب  ص 73