بش قارداش
بابا امان
شهر تاریخی بلقیس
عمارت مفخم

بش قارداش
بابا امان
شهر تاریخی بلقیس
عمارت مفخم

تاريخچه

     پيشرفت تكنولوژي و به آن استفاده نادرست از مواهب طبيعت صدمات شديدي را بر پيكره طبيعت و محيط زيست انساني وارد نموده است.اين نابخردانه كه بدون توجه به اصل بهره‌وري پايدار اكوسيستم‌ها مسير خود را طي نموده تا كنون منجر به نابودي زيادي از گونه‌هاي گياهي و جانوري گشته است. آگاهي از پيامدهاي خطرناك تخريب محيط زيست كشورهاي جهان را برآن داشت تا نسبت به اين مسئله حساسيت نشان دهند و مناطقي از خاك كشور خود را به منظور حفظ و بقاياي گونه‌هاي گياهي و جانوري تحت كنترل و حفاظت قرار دهند كه مناطق حفاظت شده و پارك‌هاي ملي از اين گونه مي‌باشند. اگر چه قرق كردن مناطق از هر كشور از گذشته‌هاي دور تحت عنوان نخجيرهاي اختصاصي سلاطين و ملوك مطرح بوده و تحت كنترل و حفاظت قرار مي‌گرفته است، ولي آنچه كه امروز انسان را واداشته تا اين مناطق را كنترل نمايد نه فقط بحث شكار و سودجويي مطرح مي‌باشد بلكه هدف عالي‌تر آن حفاظت از اين گونه‌ها است مه امروز در سايه تكنولوژي پيشرفته موجود شديداً آسيب‌پذير گشته است. منطقه حفاظت شده سالوك نيزبر همين اساس از سال1352 تحت حفاظت قرار گرفته است. اين منطقه كه با حدود 16000 هكتار مساحت در شمال غربي شهر اسفراين واقع شده است از نظر تاريخي نيز داراي بعضي آثار با ارزش ميباشد كه بصورت قلعه هاي باستاني مربوط به قبل وبعد از اسلام ديده ميشود. از بهترين اين اثرها ميتوان از قلعه معروف به سالوك يا صعلوك در شمال غربي منطقه نام برد كه در انتهاي دره زراي وبر فراز صخره هاي صعب العبور سالوك بنا گشته است به اين اثر كه به عنوان يك دژ نظامي از آن بهره برداري مي‌شده است، در زمان حمله مغول مورد تاخت وتاز قرار گرفت ولي علي رغم تلاش زياد موفق به تسخير آن نشدند. اين منطقه كه از نظر تيپ‌هاي گياهي وگونه‌هاي جانوري از تنوع مطلوبي برخوردار بوده است پس از شناسايي و معرفي به استناد مصوبه شماره 48 مورخ 20/9/52 شوراي عالي حفاظت محيط زيست بعنوان منطقه حفاظت شده سالوك رسما آگهي مي‌گردد. از آن تاريخ تاكنون منطقه شاهد تحولات مثبتي در روند افزايش گونه‌هاي گياهي و جانوري بوده، به گونه‌اي كه امروز يكي از مناطق شاخص نه تنها در استان بلكه در سطح كشور مي‌باشد.

منطقه امن (پارك ملي)

      بر اساس مصوبات جاري 20 درصد مساحت هر يك از مناطق حفاظت شده به منظور تأمين امنيت بهتر وحوش وحفظ ارزش‌هاي اكولوژيكي آن تحت عنوان منطقه امن به طور كامل قرق گشته وحفاظت مي‌گردد. بر اين اساس در سال 1357 منطقه امن سالوك با وسعت تقريبي 6000 هكتار انتخاب و مورد تصويب قرار گرفت. حدود 13 سال قرق وحفاظت كامل اين منطقه سبب رشد غناي طبيعي آن گشته و به همين دليل در سال 1380 به خاطر ويژگي‌هاي با ارزش اكولوژيكي آن به سطح پارك ملي ارتقاء يافت و در حال حاضر نيز با همين نام تحت كنترل و مديريت مي‌باشد.

موقعيت جغرافيايي

      منطقه حفاظت شده سالوك در شمال غربي شهرستان اسفراين در استان خراسان بين مدارهاي 15/37 تا 08/37 درجه شمالي و16/57 تا 06/57 طول شرقي قرار گرفته است. حدوحدود چهارگانه اين منطقه بشرح زير ميباشد:

شمالاً : از آبريز ارتفاعات سالوك از سرخ چشمه توي تا آهنگران.

جنوباً : از جاده قديم سارمران تا روستاي توي.

شرقاً : از تقاطع جاده مالرو آهنگران تا دره سياه خانه بطرف چشمه بيان و از اين محل در امتداد جاده جيپ رو تا سارمران.

غرباً : از روستاي توي پايين به طرف شمال در امتداد جاده مالرو و تا قريه توي بالا و در امتداد همين جاده پس از گذشتن از دره توي تا دره سنگ بست در امتداد جاده مالرو تا سرخ چشمه توي.

مساحت كل منطقه17 هزارهكتار است از كل مساحت 4 هزار هكتار دامنه سالوك را كه  زيست گاه جمعيت قابل توجهي آهو مي باشد تشكيل داده و13 هزار هكتار آن كوهستاني وتپه ماهور كه در بعضي نقاط پوشيده از جنگل ارس مي باشد واز نظر اداري منطقه تحت مديريت اداره محيط زيست اسفراين قرار دارد.

سكونت گاه‌هاي انساني

      هيچ گونه سكونتگاه انساني در داخل منطقه حفاظت شده سالوك وجود ندارد. ولي در پيرامون منطقه مورد مطالعه چند روستا و شهر وجود دارد كه شغل اكثر مردم آنها كشاورزي و دامداري مي‌باشد. شهرهاي پيرامون منطقه عبارتند از:

1ـ شهر اسفراين: نزديك‌ترين شهر به منطقه مورد مطالعه شهر اسفراين مي‌باشد، اين شهر در شرق منطقه قرار داشته وحدود 20 كيلومتر با منطقه فاصله دارد.

2ـ شهر بجنورد: اين شهر در شمال منطقه مورد مطالعه واقع شده و تا منطقه مورد مطالعه حدود 30 كيلومتر فاصله دارد.

روستاهاي پيرامون منطقه

     در داخل منطقه مورد مطالعه هيچ‌گونه روستايي وجود ندارد، اما در پيرامون منطقه چندين روستاي بزرگ وجود دارد كه شغل اكثر مردم اين روستاها دامداري وزراعت مي‌باشد.

1ـ روستا هاي گريوان ورختيان در شمال

2ـ روستاهاي شيريه، شيره خان  و در توم در شمال شرقي

3ـ روستاهاي گرمه و باغي در شرق

4ـ روستاهاي سارمران ، چهار برج وزاري در جنوب

5ـ روستاهاي توي، دهك و كاپان در غرب

راههاي ارتباطي

     راههاي ارتباطي به دليل تسهيل رفت وآمدها در منطقه مي‌تواند نقش عمده‌اي در حفاظت و بهره‌برداري مناسب از توان‌هاي بالقوه منطقه نمايد. راهها امكان گشت و نگهباني محيط بانان را افزايش داده باعث حفاظت بيشتر منطقه مي‌گردد. راهها امكان آب رساني به منطقه را فراهم نموده، امكان دسترسي محققان و مراكز آموزشي به منطقه بيشتر گشته و در مواقع بروز حوادث آتش سوزي امكان مبارزه با اين حوادث بهتر فراهم مي‌گردد. راهها امكان ورود به منطقه را جهت تفريح و تفرج فراهم نموده مي‌تواند در جذب توريست موثر واقع گردد. تنها مشكلي كه راهها مي‌توانند در منطقه بوجود آورند تسهيل در ورود شكارچيان غيرقانوني به منطقه مي‌باشد كه اين امر باعث مي‌شود شكارچيان به راحتي وارد منطقه شوند. علاوه برآن احداث راه در منطقه باعث ورود ماشيت آلات كشاورزي از جمله تراكتور به منطقه شده و اين امر موجب بي‌رويه و فرسايش خاك در منطقه مي‌گردد.مهمترين راههاي منطقه عبارتند از:

1ـ جاده آسفالته اسفراين به بجنورد در شمال و شرق منطقه

2ـ جاده قديم اسفراين به بجنورد در قسمت شرق منطقه

3ـ جاده آسفالته اسفراين به روستاهاي غربي در جنوب منطقه

4ـ راه شوسه سياه خانه در شرق منطقه

5ـ جاده شوسه گاز جهت انتقال خط گاز از بجنورد به اسفراين در شرق منطقه احداث شده است 

6ـ جاده مالرو سالوك عيسي بيگ

7ـ جاده مالرو سياه خانه به آهنگران

8 ـ جاده مالرو آهنگران به دره چهار برج

9ـ جاده مالرو سپيدارلي به دره عرب

10ـ جاده مالرو به پيش قلعه

محيط طبيعي سالوك

      منطقه سالوك از نظر ژئومورفولوژي به دو واحد كوهستاني و دشت تقسيم مي‌شود. دو سوم وسعت منطقه را مناطق كوهستاني و حدود يك سوم آن را دشت فرا گرفته است. اختلاف ارتفاع بين پست‌ترين نقطه منطقه در دشت جنوبي ( 1210متر) و مرتفع‌ترين نقطه در كوهستان‌هاي جنوب (2720 متر) به حدود 1510 متر بالغ مي‌گردد و اين اختلاف ارتفاع اكوسيستم‌هاي متنوعي را در اين منطقه ايجاد نموده كه به تبع آن بر تنوع زيستي منطقه افزوده شده به طوري كه بسياري از گونه‌هاي گياهي مناطق گرم سرد را در اين منطقه مي‌توان مشاهده نمود.

     در كف دره‌ها گونه‌هاي درختي ودرخچه‌اي زرشك، بيد انجير وگردو و در مناطق مرتفع گونه‌هاي ارس به صورت پراكنده و انبوه به وفور ديده مي‌شود.

منطقه از تنوع جانوري نسبتاً خوبي برخوردار است وتقريباً تمامي گونه‌هاي ساكن در اين گونه مناطق در اين ناحيه ديده مي‌شود. از گونه‌هاي شاخص جانوري منطقه آهو در مناطق دشتي وكل و بز، قوچ وميش و پلنگ را در مناطق و تپه ماهوردي منطقه مي‌توان مشاهده نمود. خرس در گذشته نه چندان دور كه هنوز پوشش جنگلي انبوه منطقه دستخوش تخريب قرار نگرفته بوده است از زيست‌مندان اين ناحيه بوده ولي در حال حاضر اگر چه گزارشات تائيد نشده‌اي مبني بر مشاهده آثار حيوان در منطقه وجود دارد نمي‌توان به طور قاطع حضور اين حيوان را به عنوان يكي از ساكنان دائمي اين منطقه پذيرفت.

     كفتار، گرگ، گربه پالاساز ديگر گونه‌هاي شاخص منطقه مي‌باشند كه با توجه به خصوصيات هر گونه در زيستگاههاي متفاوت منطقه ديده مي‌شوند.

     دوام برف قلل مرتفع نواحي كوهساني منطقه جريانات سطحي نسبتاً خوبي را در اكثر نقاط منطقه تا اوايل تابستان بر قرار نموده و پس از آن چشمه‌ها در تمامي طي سال جريان مي‌يابد كه ويژگي با ارزشي را به اين دره‌ها بخشيده و چشم اندازهاي زبيايي را ايجاد نموده است. وحوش منطقه علاوه بر تنوع از كيفيت مطلوبي نيز برخوردار است وبه عنوان يكي از شكارگاه هاي خوب استان حتي ايران مورد توجه شكارچيان داخلي وخارجي بوده ومي‌باشد.

     طي سالهاي76 تا 79 جهت اين منطقه جمعاً تعداد43 فقره پروانه ويژه شكار براي اتباع خارجي صادر گشته كه ميزان ارز حاصل از صدور اين پروانه ها تنها در سال 79 حدود35000 دلاربوده است.

     وجود جنگل‌هاي ارس در ارتفاعات و پوشش گياهي درختي و درختچه‌هاي انبوه در مناطق دره‌اي اين منطقه جذبه‌ها و چشم اندازهاي زيبايي را ايجاد نموده كه مي‌تواند به عنوان مناطق تفرجگاهي مورد بهره برداري قرار گيرد. ناحيه امن اين منطقه با وسعتي حدود 7000 هكتار در خرداد81 به سطح پارك ملي ارتقا يافته است. كه اين تحول شرايط خوبي را به منظور تقويت ارزش‌هاي اكولوژيكي منطقه و اجراي مديريت جامع در جهت بهره‌وري پايدار از منطقه را فراهم نموده است.

     از ديگر اقداماتي كه طي سال‌هاي اخير برارزش طبيعي منطقه افزوده انتخاب محدوده‌اي به وسعت حدود20000 هكتار در شمال منطقه حفاظت شده است.اين منطقه جديد كه در حال حاضر تحت عنوان شكار ممنوع شمال سالوك وكنترل مي‌شود از غناي طبيعي با ارزشي مخصوصاً از نظر جنگل‌هاي نسبتاً انبوه ارس برخوردار مي‌باشد. ارتقا اين منطقه به سطح حفاظت شده در حال پيگيري است و احتمالاً در آينده نزديك محقق خواهد شد و الحاق اين منطقه به سالوك پس از تحقق مسئله حفاظت آن در كنار امكانات ويژه‌اي كه از ايجاد پارك ملي سالوك نتيجه خواهد شد اميد مي‌رود منطقه بتواند در آينده‌اي نه چندان دور ارزش‌هاي زيست محيطي گذشته را احيا نموده و بر تنوع زيستي آن افزوده گردد و شرايط براي زيست بعضي گونه‌هاي ديگر چون خرس قهوه‌اي فراهم گردد.

شرايط اقليمي

     اقليم منطقه سالوك متأثر از سيستم‌هاي متفاوت آب وهواي مي‌باشد كه از مهمترين آنها سيستم پر فشار سيبري و مديترانه را نام برد. عمده‌ترين منشا بارندگي‌هاي منطقه را مي‌توان جريان‌هاي مديترانه اي ذكر نمود كه توسط بادهاي غربي وارد منطقه مي‌شوند.

     توده پر فشار سيبري مخصوصاً طي فصل زمستان منطقه را تحت تأثير قرار داده و كاهش شديد درجه حرارت و بارندگي‌هاي زمستانه بيشتر به شكل برف را شامل مي‌گردد. منطقه با توجه به اين‌كه از دو ناحيه پست ( مناطق دشتي) و مرتفع( مناطق كوهستاني) تشكيل شده، از نظر پارامترهاي اقليمي داراي تفاوت‌هاي معني داري مي‌باشد. لذا جهت برآورد اين پارامترها ميانگين دو ايستگاه اسدلي(مناطق كوهستاني) و بالاخوش (مناطق دشتي) مورد بررسي قرار گرفته كه نتيجه آن به شرح زير مي‌باشد.

     ميانگين سالانه دما در منطقه حدود 12، ميانگين حداقل معادل5/6، ميانگين حداكثر معادل 18 برآورد گرديده است. حداقل مطلق دماي ماهانه دردي ماه حدود 5/16 وحداكثر مطلق آن در تير ماه حدود 34 درجه سانتي‌گراد بوده است.

     ميانگين سالانه روزهاي يخبندان حدود 86 روز در سال وماه ژانويه با 26 روز بالاترين ميزان را داشته است. ميزان بارندگي نيز به تبع ساختار توپوگرافيكي منطقه چه از نظر مقدار و چه از نظر نوع ريزش تفاوت چشمگيري را نشان مي دهد و متوسط بارندگي سالانه در ايستگاه بالا خوش طي يك طي يك دوره آماري22ساله از 1972 تا 1995 معادل 9/225 وبراي ايستگاه اسدلي معادل 344 ميلي ليتر بوده است. از نظر توزيع زمستان با حدود 42 درصد بيشترين ميزان بارش را به خود اختصاص داده است. بهار با 6،30 ، پاييز با5، 23 و تابستان با حدود 4 درصد در مرتبه‌هاي بعدي قرار گرفته‌اند.

     نوع بارش در فصل زمستان مخصوصاً در مناطق مرتفع به شكل برف مي‌باشد. پوشش برف در مناطق مرتفع منطقه تا اوايل تابستان در گودال‌ها ديده مي‌شود. متوسط بارندگي ماهانه براي منطقه حداكثر آن حدود58 ميلي‌متر براي ايستگاه اسدلي و37 ميلي متر براي ايستگاه بالاخوش طي ماه آوريل ثبت شده است. حداكثر مطلق براي منطقه در اسدلي  56 و براي ايستگاه بالاخوش5/44 ميلي متر در آوريل و ميانگين حداكثر بارش 24 ساعته براي اين دو ايستگاه به ترتيب5/22 و16 در همان ماه ثبت شده است.

     ميانگين سالانه رطوبت نسبي بر اساس آمار ايستگاه بالاخوش حدود55 و حداقل 33و حداكثر آن 84 به ترتيب در ماههاي ژانويه و ژوئن بوده است. منطقه سالوك از نظر تقسيم بندي اقليمي بر اساس اقليم نماي دمارتن در ناحيه نوسانات شديد دما طي سردترين وگرم‌ترين ماه‌هاي سال مي‌باشد.

منابع آب

     منطقه از نظر منابع آب نسبتاً غني بوده و علاوه بر تعداد زيادي چشمه در سطح منطقه بعضي از دره‌ها از جرياني ثابت طي سال برخوردارند. منابع تامين آب اين جريانات اكثراً از ارتفاعات شمالي منطقه مي‌باشد كه با جهت جنوبي به ناحيه دشت وارد گشته ودر آبرفت‌هاي دشت فرو مي‌روند، مهمترين اين نهرها را مي‌توان به شرح زير بيان نمود.

دره زاري: طول اين نهر حدود 20 كيلومتر مي‌باشد كه از ارتفاعات شمالي منطقه با جهت جنوبي سرچشمه مي‌گيرد. دبي اين نهر طي فصل بهار تا10 اينچ و بيشتر مي‌رسد ولي در فصول كم آبي متوسط جريان پايه كمتر از 5 اينچ نمي‌باشد.

دره چهار برج: اين جريان از شرق كوه سالوك با جهت شمالي جنوبي به سمت دشت جريان مي‌يابد. جريان پايه اين نهر طي فصل كم آبي حدود 4 اينچ مي‌باشد.

دره توي: اين جريان از ارتفاعات غربي پيش قلعه با جهت شرقي غربي سرچشمه مي‌گيرد. طول اين دره حدود 15 كيلومتر است ودبي پايه آن در فصل خشك حدود 6 اينچ. علاوه بر منابع ذكر شده كه به صورت نهرجريان دارند تعداد زيادي چشمه‌هاي دائمي در اين منطقه وجود دارد كه مهمترين آنها عبارتند از: سرچشمه، چشمه سياه خانه، چشمه سالوك، دره جوز، چشمه ليشاني و

زمين شناسي

     منطقه سالوك بخشي از زون بينالود در البرز شرقي مي‌باشد. شمال اين زون به كپه‌داغ هزار مسجد وجنوب آن به ارتفاعات پراكنده خراسان متصل مي‌شود. از قسمت غرب در منطقه خوش ييلاق از البرز جدا شده و با جهت شمال غربي جنوب شرقي به ارتفاعات هندوكش در افغانستان متصل مي‌شو  .فسيل‌ها و رسوبات موجود بيانگر آن است كه اين منطقه را اوايل دوران اول زمين‌شناسي درياي كم عمقي فراگرفته بوده و اين وضع تا دوره دونين ادامه داشته است.

      آب گرفتگي ديگري مجدداً منطقه را در اوايل ژوراسيك فرا مي‌گيرد كه تا اوايل كرتا سه ادامه داشته وسپس به تدريج از زير آب خارج مي‌شود. سنگ‌هاي رسوبي ومقدار كمي سنگهاي آذرين تشكيل ميدهد كه مختصراً اشاره ميشود.سنگهاي رسوبي عمدتاً از سنگ آهك، ماسه سنگ شيل، كنگلومرا تشكيل شده است.

     سنگهاي دولوميتي در غرب منطقه ودر محل گسل سالوك با ضخامتي حدود 1000 متر برآورد مي‌شود. سنگ آهك تيره سازند خوش ييلاق در قسمت شرق منطقه و جنوب روستاي بشرويه ديده مي‌شود. آهك‌هاي روشن دولوميتي كه ضخامت آن حدود 200 متر برآورد مي‌شود مانند آهك‌هاي مارني از وسعت زيادي برخوردارند و در بيشتر نقاط قابل مشاهده است.

     آهك‌هاي شيلي در ناحيه شمال غربي منطقه ودر نزديكي گسل سالوك واقع گشته است. قسمتي از ماسه و شيلهاي منطقه به رنگ‌هاي قرمز وخاكستري بيشتر در قسمتهاي شمالي روستاي سارمران ديده مي‌شود. و قسمتي از اين نوع سنگ به رنگ تيره در نواحي شمالي منطقه و دره سياه خانه و بشرويه گسترش دارد.

شيل عمدتاً به رنگ قرمز تيره و خاكستري در شمال روستاي سارمرزان و كنگلومرا در قسمتهاي جنوبي كوه سالوك پراكندگي دارد. ماسه‌هاي منفصل در قسمت‌هاي انتهايي دره‌هاي منطقه وآبرفت‌هاي جوان عمدتاً به صورت مخروطه افكنه در قسمت‌هاي جنوبي دشتها مشاهده مي‌گردد. سنگ‌هاي آذرين منطقه عمدتاً متعلق به دوران اول پالئوزوئيك مي‌باشد كه به طور پراكنده به صورت توده‌هاي زير زميني در منطقه پراكنده شده‌اند.

     عمده‌ترين اين سنگ‌ها به صورت لايه‌اي با قطر حدود190 متر در شمال شرقي منطقه در روستاي بشرويه مشاهده مي‌شود كه تمامي آنها از نوع آندزيت و باتزالت مي‌باشد.

     ضخامت اين لايه در جاده اسفراين بجنورد و در محل كردنه پرميس به حدود 80 متر تخمين زده مي‌شود.

     علاوه بر لايه فوق در جنوب غربي منطقه در شمال روستاي زاري نيز لايه‌هاي نارنجي از بازالت مشاهده مي‌شود كه براثر فشار زياد به حالت گسل درآمده است.

     گسل‌ها در منطقه سالوك عمدتاً تراستي يا معكوس بزرگ زاويه‌اند جهت آنها عموماً غربي شرقي ويا شمال شرقي جنوب غربي است. گسلهاي منطقه را مي‌توان به دو دسته تقسيم نمود.

1ـ گسلها تراستي واژگونه كه در منطقه گستردگي زيادي دارد.گسله در شمال غربي منطقه با حدود 12 كيلومتر درازا و گسله قره چه رباط با روند شمال شرقي ـ جنوب غربي در منطقه سياه خانه وگسل شمال سارمران كه از نوع واژگون بزرگ زاويه است از اين نمونه مي‌باشند.

2ـ گسله عادي: اين گسله‌ها به تعداد كمتري از ديگر گسله‌ها ديده مي‌شود.

     از نظر ژئومورفولوژي منطقه سالوك به دو واحد كوهستان ودشت تقسيم مي‌شود. كوهستان‌هاي منطقه در قسمت شمالي آن واقع شده است. اين ارتفاعات در انتهاي شمال غربي خراسان واقع گشته و ارتفاعات خراسان را به سلسله جبال البرز متصل مي‌كند. شيب عمومي منطقه از شمال به جنوب مي‌باشد  و پوشش گياهي مناطق شمالي نسبت به مناطق جنوبي از تراكم بيشتري برخوردار است. كوهستان‌هاي منطقه با مساحتي حدود 11000 هكتار حدود دو سوم منطقه را در برگرفته است. مرتفع‌ترين نقطه منطقه كوه سالوك مي‌باشد كه 2900 متر از سطح دريا ارتفاع دارد.

     حداقل ارتفاع منطقه با ارتفاع 1080 متر در دشت جنوبي آن كه زيستگاه آهو مي‌باشد قرار گرفته است. در ناحيه دشت تپه ماهورهاي منفرد كه ناشي از فرسايش‌هاي بادي باشد ديده نمي‌شود. ولي با نزديك شدن به دامنه‌ها تپه ماهورهاي پست و بلند كه بعضاً سنگي هستند، قابل رويت مي‌باشد. از ديگر ارتفاعات مهم منطقه مي‌توان كوه حسن چاخوني، كوه سياه خانه و كوه پيش قلعه را نام برد.

دره‌هاي مهم منطقه

     تعداد زيادي دره‌هاي كوچك و بزرگ در سرتاسر منطقه مشاهده مي‌شود كه اثر آنها داراي جريان‌هاي كم تا زيادي از آب مي‌باشند. مهمترين اين دره‌ها را مي‌توان بشرح زير بيان نمود.

     دره سياه خانه‌داراي 10 كيلومتر طول و در شرق منطقه واقع گشته است. گز، انجير، بيدوحشي، زرشك گونه‌هاي درختي و درختچه‌اي غالب اين دره را تشكيل مي‌دهند.

دره زاري

      در قسمت غرب منطقه قرار گرفته و انتهاي آن به پيش قلعه ختم مي‌شود. علاوه برگونه‌هاي ذكر شده درختيو درختچه‌اي، زالزالك، تمشك، در مناطق مرتفع تر ارس به فراواني ديده مي‌شود. آب فراوان يكي از زيستگاه‌هاي خوب منطقه محسوب مي‌گردد.

دره جوزي

      از دره‌هاي فرعي سياه خانه مي‌باشد كه با جهت شرقي و غربي از مزرعه آهنگران شروع و به سياه خانه ختم مي‌گردد و حدود 5 كيلومتر طول آن مي‌باشد.

دره چهار برج

     اين دره‌ها با طول حدود 7 كيلومتر و جهت شمالي جنوبي از مزرعه انگور شروع و به دشت جنوبي منطقه ختم مي‌گردد. از ديگر دره‌هاي مهم منطقه مي‌توان دره‌هاي حسن چاخوئي، آهنگران، اردوغاني، آوجور، قاوميش، پيش قلعه، توت، تخمزار را نام برد.

خاك‌شناسي منطقه

     خاك كه از تاثير عوامل مختلف فيزيكي و شيميايي بر سنگ مادر ايجاد مي‌گردد نقش عمده‌اي در زندگي موجودات كره زمين چه مستقيم و چه غير مستقيم ايفا مي‌كند. به طور مستقيم روي پوشش گياهي و به طور غيرمستقيم روي زندگي جانوري وانساني موثر واقع مي‌شود. بدون خاك زندگي براي موجودات كره زمين مشكل وحتي غير ممكن خواهد بود. زيرا خاك مهمترين منبع تهيه موادغذايي براي كليه موجودات زنده كره زمين محسوب ميشود.

خاك‌هاي منطقه سالوك را مي‌توان به شرح زير تقسيم نمود:

خاك‌هاي كوهستاني منطقه: اين نوع خاك‌ها عموماً داراي عمق كم با بافت درشت مي‌باشند كه بيشتر در مناطق مرتفع منطقه قابل مشاهده است. پوشش گياهي در اين خاك‌ها بسيار ضعيف است.

خاك‌هاي مناطق تپه‌اي: خاك‌هايي كم عمق تا بسبتاً عمق و سنگريز دار واز نوعcallancheg ososls مي‌باشند.

     فلات‌ها وتراس‌هاي فوقاني: فلات‌هاي واريزه شكل با پستي و بلندي بريدگي‌هاي نسبتاً زياد و فرسايش آبي متوسط تا زياد بر روي مواد مادري و مارنهاي گچي و نمكي قرار گرفته است و داراي شيب عمومي 6ـ3 درصد مي‌باشد. اين نوع خاك‌ها عموماً كم عمق تا كمي عميق بر روي مواد گچي و نمكي از نوع cgpsic   regosols مي‌باشد. در اين خاك كه در قسمتهايي از شمال غربي منطقه ديده مي‌شود پوشش گياهي كم و عمدتاً استپي بوده و اكثراً به عنوان چراگاه‌هاي عبوري مورد استفاده قرار مي‌كيرد.

     خاك‌هاي دشت‌هاي دامنه‌اي: خاك اين دشت‌ها خيلي عميق تا نسبتاً عميق وت كامل يافته با بافت متوسط تا سنگين با تجمع آهك‌هاي ثانويه در بعضي قسمتها مي‌باشد. اين نوع خاك جهت زراعت آبي و باغات استفاده مي‌شود.

     خاك‌هاي دشت‌هاي سيلابي: خاك اين دشت‌ها داراي آبراهه‌هاي كم عمق موازي با شوري متوسط تا زياد و قلائيت بالا مي‌باشد. پوشش گياهي در اين خاك را اكثراً گياهان مقاوم به شوري با تراكم كم تا متوسط تشكيل مي‌دهد.

     واريزه‌هاي بادبزني شكل: اين واريزه‌ها داراي سنگريزه بوده و از نظر فرسايش كم متوسط و داراي شيب‌هاي عمومي 2 تا 4 درصد مي‌باشند. اين نوع خاك كه عموماً در قسمت شمالي منطقه مشاهده مي‌شود كم عمق تا نسبتاً عميق با بافت متوسط تا سنگين مي‌باشد.

پوشش گياهي

     از نظر پوشش گياهي منطقه از تنوع گياهي بسيار خوبي برخوردار مي‌باشد. گياه غالب منطقه درمنه مي‌باشد كه به صورت درمنه دشتي در قسمت جنوبي و درمنه كوهي در كوهستان‌هاي منطقه مشاهده مي‌شود. پس از درمنه در مرتبه بعد غالب ديگر منطقه كلاه مير حسن وگون مي‌باشد كه اين دو گونه گياه عمدتاً در كوهستان‌هاي شمالي منطقه مشاهده مي‌شوند. در پوشش گياهي منطقه عوامل گوناگوني از جمله آب و هوا، خاك، توپوگرافي زمين و سازندهاي زمين‌شناسي تاثير زيادي دارند. به عنوان مثال كوهستان‌هاي پرشيب منطقه بدليل عدم وجود خاك مناسب از پوشش گياهي كمتر ودره‌هاي منطقه به دليل وجود خاك‌هاي آبرفتي مناسب از پوشش گياهي انبوه برخوردار مي‌باشد. در منطقه سالوك جنگل به معناي ولقعي وجود ندارد. در عين حال در برخي از دره‌هاي منطقه از جمله دره توي، زاري، دره جوزي، دره چهاربرج جنگل‌هاي پراكنده مشاهده مي‌شود. در اين جنگل درخت غالب درخت ارس مي‌باشد كه در گذشته‌هاي دور به صورت جنگل‌هاي انبوه در منطقه وجود داشته است. پس از ارس، زالزالك، زرشك و نسترن وحشي جزو درختچه‌هاي جنگلي منطقه محسوب مي‌شوند.مطالعه آثار به جاي مانده در منطقه حاكي از يان است كه در ابتدا منطقه داراي جنگل‌ها انبوه از نوع ارس بوده است. با تخريب جنگل‌ها ارس، درختان زالزالك جايگزين آن شد. با تخريب زالزالك‌ها درختچه‌هاي نسترن وحشي و زرشك و با تخريب بوته‌هاي زرشك و نسترن وحشي، گون وكلاه ميرحسن و با تخريب گون وكلاه مير حسن درمنه جايگزين آنها شده است.علت اصلي تخريب جنگل‌ها منطقه در گذشته الگوي ساختمان سازي در روستاهاي اطراف منطقه، مصارف سوخت و چراي دام بوده است. با تغيير الگوي ساخت مسكن در روستاهاي اطراف وگسترش خدمات سوخت رساني وافزايش اقدامات حفاظتي محيط زيست از تخريب پوشش گياهي منطقه بطور چشمگيري كاسته شده است. به طوري كه در حال حاضر گونه‌هاي ارس رشد وگسترش چشمگيري را داشته و در بعضي نقاط كه شرايط مجيطي مساعدتر بوده و از تخريب كمتري برخوردار بوده و به صورت متراكم ديده مي‌شود.

گياهان سمي منطقه

     گياهان سمي اين منطقه موجب خسارت زيادي از جمله مرگ و مير ونابودي جانوران منطقه مي‌گردد. اين گياهان در بهار قبل از آن كه نباتات علوفه اي ديگر ظاهر شوند پديدار گشته و مورد چرا واقع مي گردند وخسارت فراواني به بار مي‌آورند.شيوع وافزايش نباتات سمي در مراتع منطقه اكثراً به وسيله چراي مفرط انجام مي‌گيرد.چراي مفرط مراتع باعث نابودي گياهان مربوب و جايگزين شدن گياهان سمي در آن منطقه خواهد شد. تعدادي از اين گياهان نيز به علت بوي شديد و تعدادي نيز به علت داشتن تيغ‌هاي برنده براي جانوران زيان آور مي‌باشند. گياهان سمي با وجود داشتن مضرات زياد نبايستي از بين برده شوند، زيرا در شرايط كنوني منطقه اين گياهان كمتر مورد توجه چرندگان قرار گرفته و هنگام چراي مفرط نابود نمي‌شوند. باقي ماندن اين گياهان باعث جلوگيري از فرسايش خاك در منطقه خواهد شد. به جاي نابودي اين گياهان، مي‌توان با رعايت نكاتي از ازدياد و تكثير آنها جلوگيري نمود. از جمله گياهان سمي مي‌توان تلخه، افدرا، فرفيون، گل راعي، زنبق كوهي و نام  برد 

جنگلهاي منطقه سالوك

     از شواهد و قرائن چنين بر مي‌آيد كه در گذشته منطقه حفاظت شده سالوك پوشيده ازجنگل‌هاي انبوه ارس و زالزالك بوده است. كه اين جنگل‌ها توسط انساني جهت مصارف خانه‌سازي، سوخت و علوفه تخريب شده است، سقف 90% خانه‌هاي قديمي روستاهاي اطراف منطقه از چوب ارس ساخته شده است. در حال حاضر حدود7500 هكتار از اراضي منطقه را جنگل‌هاي تنك از نوع ارس، زالزالك پوشانده است كه شامل دره‌هاي حشي دره، چهاربرج، زاري، رده سياه خانه، دره جوزي، دره توي و ارتفاعات پيش قلعه وكوه سالوك مي‌باشد.

    كل پوشش گياهان جنگلي منطقه حدود61652/17 درصد مي‌باشد كه در ميان گونه‌هاي جنگلي درخت ارس با حدود32/12% بيشترين ميزان درصد پوشش گياهي منطقه را به خود اختصاص مي‌دهد. پس از ارس گونه‌هاي زرشك و بيد وحشي هر كدام با 81/2% و1% بيشترين ميزان پوشش جنگلي را به خود اختصاص مي‌دهند.

     گونه‌هاي بادمك با 13% درصد و داغداغان با36% درصدكمترين ميزان پوشش جنگلي منطقه را دارند. از نظر تعداد، گونه زرشك با حدود 650000 اصله، ارس با500/551 اصله وشير خشت با 325000 بيشترين تعداد گونه را دارند.

وضعيت جانوري منطقه

     منطقه حفاظت شده سالوك يكي از مهمترين مناطق حفاظت شده ايران از نظر جانوري مي‌باشد. شرايط توپوگرافي دشتي ـ كوهستاني منطقه باعث شده است كه اين منطقه يكي از متنوع‌ترين زيستگاههاي وحشي ايران به حساب آيد.

     قسمت شمالي آن كوهستاني و مأمن حيوانات گوناگون كوه زي وقسمت جنوب آن نيز مناسب زيست حيوانات نواحي دشت زي مي‌باشد.

     جانوران منطقه متنوع، وبيش از صد گونه جانوري در منطقه سالوك مشاهده شده است. از نظر تعداد انواع شاخص حيواني نظيرقوچ وميش نسبتاً زياد، كل وبز و پلنگ، گربه وحشي و سمور از گونه‌هاي كمياب منطقه و به حساب مي‌آيند.حيوانات منطقه با توجه به شرايط آب وهوايي ، منابع آب وخاك، پوشش گياهي وشرايط زمين‌شناسي و توپو گرافي در منطقه پراكنده شده‌اند. منطقه امن به دليل امنيتي از جمعيت بيشتري برخوردار مي‌باشد. هر چه از منطقه امن دور شويم تعداد جانوران منطقه كمتر مي‌شوند. پس از منطقه امن جانوران منطقه بيشتر در دره‌هاي پر آب ديده مي‌شوند.صخره‌هاي پر شيب شمال غربي منطقه مكان امني را جهت حيواناتي نظير كل بز پلنگ وگربه وحشي به دليل صعب العبور بودن فراهم نموده است. قوچ و ميش‌هاي منطقه اكثراً در ارتفاعات شمالي منطقه ديده مي‌شوند. گرازهاي وحشي در كوهستان‌هاي شمالي از ريشه بوته‌ها و درختچه‌هاي منطقه استفاده مي‌نمايند و اين گرازها محل ثابتي نداشته وگاهي تا مسافت‌هاي طولاني محل زندگي خود را تغيير مي‌دهند.گرگ، شغال و روباه از حيواناتي مي‌باشند كه در تمامي منطقه مشاهده مي‌شوند.در حالي كه كفتارها فقط در تپه ماهورهاي جنوبي منطقه ديده مي‌شوند. دشت جنوبي منطقه نيز محل زيست آهوان است.

بي‌مهرگان منطقه

     حشرات و به طور كل بي‌مهرگان در شمار جانوران كره زمين محسوب مي‌گردند. اگر چه شمار اندكي از اين گونه‌ها در زمره آفات محسوب مي‌شوند در عوض جمعيت كثيري از آنها نقش بسيار سازنده‌اي را در چرخه اكولوژيكي و انتقال انرژي از سطوح توليد به مصرف كنندگان ايفا مي‌نمايند. بي‌مهرگان در منطقه حفاظت شده سالوك مورد مطالعه كامل قرار نگرفته و اطلاع كاملي از تنوع گونه‌هاي موجود نيست.

     علي ايحال مشاهدات پراكنده حاكي از آن است كه اين گونه‌ها از تنوع گستردهاي برخوردارند و تقريباً از بيشتر خانواده‌هاي بي‌مهرگان مي‌توان گونه يا گونه‌هايي را مشاهده نمود.

خزندگان

     شرايط آب و هوايي، وضعيت توپوگرافي (دشتي وكوهستاني) و تنوع پوشش گياهي، منطقه را محيط مناسبي براي زندگي انواع خزندگان نموده به طوري كه از 8 خانواده و112 گونه سوسمارهاي ايران 5 خانواده شامل 6 گونه agamaidae. 4گونه gekkonidae ، يك گونهuromastycid  و يك گونه    varanidae در اين منطقه وجود دارد و از راسته مارها كه در ايران شامل7 خانواده و 36 گونه خشكزي و 9 گونه دريايي هستند در اين منطقه چهار خانواده شامل يك گونه از boidae و7 گونهcelubridae  و سه گونه ازviperidae    و يك گونهelapidae    شناسايي شده‌اند.

پستانداران منطقه

     پستانداران دنيا شامل20 راسته وحدود400 گونه مي‌باشند كه از تعداد حدود 160 گونه در 10 راسته در كشور ايران شناسايي شده‌اند. منطقه حفاظت شده سالوك نيز به عنوان يكي از چند زيستگاه امن كشور مامن چندين گونه پستانداراست، كه مهمترين راسته‌هاي آن بشرح زير مي‌باشد:

راسته حشره خواران

     در منطقه مورد نظر دو گونه خارپشت مشاهده شده است.

خارپشت ايراني

     اين گونه خارپشت نسبت به ساير خارپشت‌ها بلندتري داشته و داراي رنگ سياه مي‌باشد و از نظر پراكندگي در اكثر نقاط ايران بخصوص نواحي استپي مشاهده مي‌شود.

خارپشت بياباني

     اين خارپشت شبيه به خارپشت ايراني مي‌باشد ولي رنگ متفاوت با خارپشت ايراني دارد. از نظر پراكندگي جهاني اين نوع خارپشت در افريقا و خاورميانه ديده مي‌شود. اين نوع خارپشت در نواحي مركزي و جنوبي ايران ديده مي‌شود.

راسته خفاش‌ها

     خفاش‌ها پستانداران پرنده مي‌باشند. اين پستانداران پس از انسان وسيع‌ترين پراكندگي را در سطح كره زمين دارند و بعد از جويندگان بيشترين تعداد گونه را شامل مي‌گردند و اين حيوانات با دو شيوه مهاجرت و خواب زمستاني، زمستان خود را سپري مي‌كنند. در منطقه مورد مطالعه 4 گونه خفاش شناسايي شده‌اند كه عبارتند از:

خفاش نعل اسبي بزرگ

     اين خفاش بزرگ‌ترين خفاش بعل اسبي ايران است. رنگ قهوه‌اي روشن متمايل به خاكستري دارد. اين نوع خفاش بيشتر از حشرات كوچك تغذيه مي‌كند.

خفاش نعل اسبي كوهستاني

     جثه اين خفاش كوچك‌تر از نعل اسبي بزرگ بوده و رنگ آن قهوه‌اي مي‌باشد.

3ـ خفاش لب كوتاه

     كوچك‌ترين خفاش ايران است كه از حشرات تغذيه مي‌كند و رنگ قهوه‌اي روشن تا قهوه‌اي تاريك دارد.

خفاش بال بلند

    اين خفاش جثه متوسط، پوزه كوتاه و خميده‌اي دارد. بدن اين خفاش روشن‌تر از ساير خفاش‌ها بوده عمدتاً از حشرات و سوسك تغذيه مي‌كنند.

خانواده سنجاب‌ها

     از خانواده سنجاب‌ها تنها گونه‌اي كوچك كه در منطقه سالوك مشاهده مي‌شود سنجاب جثه‌اي كوچك داشته و در نواحي جنگلي رنگ قهوه‌اي زيتوني و در منطقه غير جنگلي رنگ خاكستري متمايل به زرد مي‌باشد. اين گونه سنجاب در دره‌هاي منطقه كه از تراكم درختي بالايي برخوردار است زندگي مي‌كند.

خانواده موش‌ها

از اين گونه‌هاي زير در اين منطقه ديده مي‌شود:

هامستر خاكستري

     اين جونده جثه‌اي كوچك، دم كوتاه وگوش‌هاي پهن و بيضي شكل دارد. بيشتر در بوته زارها و زمين‌هاي كشاورزي كوهستاني و جنگلي زندگي مي‌كند.

ول معمولي

     جثه‌اي كوچك، رنگ پوست قهوه‌اي متمايل به خاكستري از ويژگي‌هاي اين پستاندار مي‌باشد، اين جونده اكثراً در علفزارهاي مناطق كوهستاني و اراضي كشاورزي منطقه زندگي مي‌كند.

جرد ايراني

     جثه متوسط و گوشهاي نسبتاً بلند و تا حدي مثاثي شكل رنگ قهوه‌اي روشن متمايل به قرمز از خصوصيات اين جونده مي‌باشد تپه ماهرها، صخره‌ها و دره‌هاي منطقه محل اصلي زندگي اين جونده مي‌باشد.

موش خانگي

     جثه كوچك و استوانه‌اي شكل گوشهاي بزرگ، رنگ خاكستري تيره متمايل به قهوه‌اي ديده مي‌شود.

موشهاي وراميني

     جثه بزرگ، پوزه كوتاه، رنگ زرد متمايل به قهوه‌اي يا خاكستري متمايل يه قهوه‌اي از خصوصيات اين جونده مي‌باشد.

دوپاها

     از خانواده دو پاها يك گونه در منطقه به نام دو پاي خراسانيNORTHERH   THREETOED  يا DIPUS   SAYITTA      ديده مي‌شود.

خانواده تشي‌ها

      از خانواده تشي‌ها فقط يك نمونه در منطقه سالوك مشاهده شده است.اين گونه تشي بزرگ‌ترين جونده ايران مي‌باشد، بدن اين گونه تشي پوشيده از خارهاي بلند مي‌باشد. خارهاي قسمت گردن اين حيوان نازك تر و بلندتر از خارهاي ساير قسمت‌هاي بدن است. اين حيوان اكثراً دره ها، كوهستان‌ها و باغات منطقه را جهت زندگي خود انتخاب مي‌نمايد.

راسته خرگوشها:LEPORIDAE

     راسته خرگوشها داراي دو خانواده  و دو گونه مي‌باشد. در ايران و از آن جمله در منطقه سالوك فقط يك گونه خرگوش با نام علمي LEPUS    CAPENSIS   و اسم انگليسي CAPE     HARE (BROWN     HARE)  وجود دارد.

راسته گوشخواران

     گوشتخواران خصوصيات متفاوتي با يكديگر دارند. پاره‌اي از آنها كوچك و پاره اي عظيم الجثه مي‌باشند. تعدادي از آنها كم خوراك و تعدادي نيز غذاي زيادي مصرف مي‌كنند. راسته گوشتخواران در ايران شامل 6 خانواده و29  گونه مي‌باشند.

از اين گروه خانواده‌هاي زير در اين منطقه مشاهده مي‌شوند.

خانواده سگ سانان

گرگ: اين حيوان بزرگ‌ترين پستانداران از خانواده سگ سانان مي‌باشد شباهت زيادي به سگهاي اهلي داشته، به دليل ويژگي‌هايي كه دارد در تمامي قسمت‌هاي ايران از جنگل‌هاي لنبوه گرفته تا دشت‌هاي همواره و كوهستان‌هاي صعب‌العبور زندگي مي‌كند.

شغال: جثه اين حيوان كوچك‌تر از گرگ، رنگ آن حنايي تر از گرگ ودم آن تيره است. اغلب زيستگاه‌هاي نواحي پست، سواحل دريا و اطراف مناطق كوهستاني را ترجيح مي‌دهد مانند اكثر پستانداران شب گرد بوده به صورت گروهي و انفرادي زندگي مي‌كند.

روباه معمولي

     اين نوع روباه كه داراي دم بلند و پشمالو با نوك سفيد، گوشهاي بزرگ وسيخ، رنگ خاكستري متمايل به قهوه‌اي تا نخودي مي‌باشد. در اكثر زيستگاه‌هاي منطقه مشاهده مي‌شود

خانواده راسوها

     خانواده راسوها بدني كشيده جثه‌اي كوچك تا متوسط، گوشهايي كوتاه وگرد دم بلند دارند. از اين خانواده در منطقه سالوك سه گونه مشاهده مي‌شود.

راسو

     كوچك‌ترين گوشت‌خوار، منطقه بوده، گاهي مواقع با موش اشتباه گرفته مي‌شود. قسمت پشت حيوان، رنگ قهوه‌اي و قسمت پايين بدن رنگ سفيد دارد. اكثراً در دره‌هاي كوهستاني و اراضي كشاورزي زندگي مي‌كند.

سمور

     جثه اين حيوان به اندازه گربه خانگي بوده بدن كشيده و گوشهاي نسبتاً بزرگ دارد. اين حيوان شب‌گرد بوده و به صورت انفرادي زندگي مي‌كند.

زرده بر

     زرده برجثه‌اي كوچك، دم بلند و پشمالو با انتهايي تيره، رنگ قهوه‌اي و لكه‌هاي پشت آن زرد رنگ بوده و اكثراً مناطق استپي و اراضي باز، را براي زيست انتخاب مي‌كند. معمولاً شب‌گرد بوده و به صورت انفرادي زندگي مي‌كند.

خانواده كفتارها

     اعضاي  اين خانواده شباهت زيادي به سگ سانان دارند. از اين خانواده فقط يك گونه در منطقه زندگي مي كند. نام علمي اين گونه HYEANDHYEANA  است. جثه اين حيوان شبيه سگ، سر بزرگ و گوشهاي نسبتاً بزرگ و دم آن متوسط و پر مو است. در مواقع راه رفتن برخلاف سگ سانان سر خود را پايين نگه‌داشته و مانند شتر حركت مي‌كند. رنگ بدن آن خاكستري روشن تا خاكستري قهوه‌اي متمايل به زرد و نوارهايي به رنگ قهوه‌اي تا سياه روي آن ديده مي‌شود.

خانواده گربه سانان

     گربه سانان شباهت زيادي به گربه اهلي دارند. جثه آنها كوچك و بزرگ بوده مانند اكثر پستانداران ديگر شب‌گرد مي‌باشند. شكار خود را از طريق كمين كردن در مسير حيوانات همراه با دويدن و پرش ناگهاني انجام مي‌دهند. از خانواده گربه سانان در منطقه سالوك سه گونه مشاهده شده است.

گربه وحشي

     اين نوع گربه شباهت زيادي با گربه اهلي داشته وگاهي نيز با آن جفت‌گيري مي‌كند. در رنگهاي متفاوتي مانند پلنگي، راه راه روشن تا خاكستري روشن مشاهده مي‌شود.

گربه پالاس

     اين گربه جثه‌اي كوچك به اندازه گربه معمولي، سرپهن، گوشهاي كوچك گرد و با فاصله زياد دارد. دم اين حيوان بلند و كلفت است.

پلنگ

     جثه‌اي بزرگ، بدني عضلاني و قابل انعطاف، سري پهن، گوشهايي كوچك وگرد داشته، به صورت انفرادي زندگي مي‌كند در مناطق امن وآرام شب و روز در مناطق ناامن فقط شب‌ها ظاهر مي‌شود.

راسته زوج سمان

     حيوانات اين راسته جثه‌اي متوسط تا بزرگ داشته و اكثراً از گياهان تغذيه مي‌كنند. راسته زوج سمان در منطقه شامل 2 خانواده و4 گونه مي‌باشد.

خانواده خوك‌ها

     خوك جثه بزرگ، دست و پاي كوتاه، گردن كلفت و پوزه‌اي دراز و استوانه‌اي شكل دارد. گرازها به محض احساس خطر فرار مي‌كنند و در مواقعي كه زخمي شده تا در تنگنا قرار بگيرند. ممكن است به انسان يا سگ حمله كنند و به وسيله دندان‌هاي بلند و قوي خود ضربات خطرناكي وارد سازند. از خانواده خوك‌ها در منطقه سالوك يك گونه وجود دارد كه نام علمي آن susscrofa   woldboar  مي‌باشد.

خانواده گاوسانان

     بزرگ‌ترين خانواده از راسته زوج سمان مي‌باشند. اين حيوانات جثه‌اي بزرگ تا متوسط، دست و پايي كوتاه و يا بلند دارند خانواده گاوسانان در منطقه سالوك شامل 3 گونه مي‌باشند.

آهو

     اين حيوان جثه‌اي متوسط داشته، نرها شاخ‌هاي نسبتاً بلندي دارند كه گاهي طول آن به 45 سانتي‌متر مي‌رسد. ماده‌ها اكثراً فاقد شاخ‌اند. ولي برخي از آنها شاخه‌هاي كوچكي دارند. آهوهاي اكثراً در درمنه زارهاي دشت جنوبي منطقه سالوك مشاهده مي‌شوند.

پازن يا كل بز

     گونه نر (كل) وگونه ماده (بز كوهي) wilgoat   جثه‌اي بزرگ‌تر از بز اهلي داشته، نوع نر داراي شاخ‌هاي بلند و شمشير مانند به طول تقريبي 150 سانتي‌متر باگره‌هاي متعدد بر روي آن كه نشان رشد ساليانه حيوان است. مشاهده مي‌شود. شاخ در ماده‌ها كوتاه تر از شاخ در نرهاست.

قوچ و ميش اوريال

     بزرگ‌ترين قوچ ايران است شاخ‌هاي بلندي به ارتفاع 118 سانتي‌متر داشته و شكل شاخ‌ها حلزوني شكل به طرف پهلوي صورت و رو به جلو خميدگي دارند.

پرندگان منطقه سالوك

     پرندگان از اجزا اصلي اكوسيستم بوده و در ميان مهره‌داران به سبب برخورداري از قدرت پرواز صاحب  وسيع‌ترين زيستگاه‌ها بوده و از مشخصه‌هاي مهم اكولوژيكي محيط محسوب مي‌شوند. منطقه سالوك به دليل برخورداري از نوع اكوسيستم كوهستاني و دشتي زيستگاه بسيار مناسبي براي انواع پرندگان بوده به طوري كه از 502 گونه پرنده‌شناسي شده در كشور 83 گونه آن يعني حدود 5/16% پرندگان كشور به صورت بومي، مهاجرو مهاجر عبوري در فصول مختلف سال در اين منطقه مي‌شوند كه حدود 6/50% آن مهاجر و4/49%آن مهاجر عبوري هستند.

     پرندگان منطقه سالوك عبارتند از: پيغوي كوچك، سنقر سفيد، سارگپه پا بلند سار گپه و

از پرندگان خانواده قرقاول

     ( ماكيان سانان) كه زيستگاه‌شان مناطق كوهستاني و دشتي بوده و مورد توجه هستند دو گونه كبك وتيهو و از خانواده هوبره كه پرندگاني بزرگ با گردن و پاهاي نسبتاً بلند و رنگ خاكستري تا سفيد و سياه و با قدرت پرواز زياد مي‌باشند يك گونه و از كوكرها سه گونه و از كبوترها دو گونه كه همگي بومي اين منطقه هستند مشاهده مي‌گردد. از پرندگان خانواده قرقاول عبارتند از: كوكر شكم سياه، كوكر شكم سفيد، كوكر گندمي، كبوتر چاهي، قمري معمولي، دودوك.

از خانواده شب‌گردها

     كه حشره خورهايي هستند شب‌گرد و در نور كم (غروب) نيز فعال بوده وداراي نوك كوچك، دهان بزرگ كه براي صيد حشرات در حال پرواز كاملاً باز، با سر و چشم‌هاي درشت و گردن كوتاه مي‌باشند. از خانواده بادخورك كه هوازي‌ترين موجودات هستند، از خانواده زنبور خورك كه داراي رنگ  سبز و شفاف و بال‌هاي دراز و نوك تيز هستند و از خانواده‌هاي سبز قبا و هدهد به صورت مهاجر گونه‌هاي زير در اين منطقه مشاهده مي‌شوند.

     خانواده شبگرد ـ بادخورك ـ زنبور خورـ سبز قبا عبارتند از: شب‌گرد معمولي، باد خورك كوچك، باد خورك معمولي، باد خورك‌كوهي، زنبورخور معمولي، زنبور خورگلوآبي ، سبزقبا، هدهد.

از دسته گنجشك سانان وچكاوك‌ها

     كه پرندگان كوچك تا متوسط جثه وخوش آواز و عمدتاً به رنگ‌هاي خاكي، قهوه‌اي و خاكستري هستند و از پرستوها كه پرندگاني كوچك جثه باريك اندام، دهان گشاد و نوك كوتاه هستند و از دم جنبانك‌ها كه به رنگ‌هاي سياه و سفيد و خاكستري و زرد مي‌باشند گونه‌هاي زير در اين منطقه قابل رؤيت مي‌باشند. خانواده پرستوـ چكاوك ـ دم جنبانك عبارتند از: چلچله بياباني، پرستو، چكاوك سنگلاخ، چكاوك سردم سياه، چكاوك هدهد، دم جنبانك زرد، دم جنبانك ابلق.

از خانواده‌هاي سنگ چشم ـ سار ـ كلاغ ـ صعوه ـ سسك و سارگونه‌هاي زير در اين منطقه قابل رؤيت هستند.

خانواده سنگ چشم، سار، كلاغ، صعوه عبارتند از: سنگ چشم دم سرخ، سار، زاغي، كلاغ سياه، غراب.

خانواده توكا

     گونه‌هاي مربوط به اين خانواده از جمله پرنده‌هاي زيبايي هستند كه در ميان آنها بهترين خوانندگان عالم نظير بلبل، گلوآبي، توكاي سياه، توكاي باغي وجود دارد.دم اغلب آنها مستطيل شكل بوده و اغلب از حشرات، كرم، ميوه و دانه گياهان تغذيه مي‌كنند. خانواده كمركلي كه پرندگاني كوچك اندام با دم كوتاه هستند از ديگر گونه‌هاي موجود در منطقه است. از خانواده توكا عبارتند از: چك، چكچك پشت سفيد ، طرقه بنفش ، توكاي سياه ، كمركلي بزرگ و

از سسك‌ها

     كه پرندگاني پر جنب وجوش با بال‌هاي نوك گرد و كوتاه و نوك باريك و جثه كوچك هستند، از مگس‌گيرها كه پرندگاني كوچك با رنگ‌هاي خاكي قهوه‌اي و سياه سفيد با نوك تخت مناسب گرفتن حشرات مي‌باشند گونه‌هاي زير كه ديده مي‌شود. از خانواده سسك ـ مگس‌گير عبارتند از: سسك ابروسفيد، سسك تالبي معمولي، سسك جنبان، مگس گيرخالدار.

خانواده سهره

     كه پرندگاني كوچك با نوك كوتاه و مخروطي با پرواز موجي هستند و بر حسب نوع در زيستگاه‌هاي مختلف زندگي مي‌كنند 5 گونه و از زرد پره‌ها كه بسيار شبيه سهره‌ها هستند و دمشان دراز و پروازشان سريع و موجي است 3 گونه و از گنجشك‌ها كه آنها نيز سهره مانند هستند و داراي منقار كلفت و مخروطي و پروازشان قوي و مستقيم و موجي است در اين منطقه گونه‌هاي زير ديده مي‌شود. از خانواده گنجشك‌ها ـ سهره‌هاـ زردپره عبارتند از: گنجشك خاكي، گنجشك كوهي، سهره جنگلي، سهره معمولي، زردپره مزرعه، زرد پره گونه سفيد و

عوامل تهديد سالوك

     آن چه كه منابع طبيعي را تهديد مي‌كند به دو شكل طبيعي و غير طبيعي مي‌باشد. عوامل تهديد كننده طبيعي مي‌توانند مقطعي و موضعي با دامنه زماني كم چون سيل و يا با استمرار، تداوم و توسعه بيشتر چون خشكسالي باشد.

     اگر چه خشكسالي‌ها با توجه به دامنه گسترده آن مي‌تواند خسارت سنگيني را بر پيكره محيط طبيعي وارد نمايد. ولي با برطرف شدن آن طولي نخواهد كشيد كه طبيعت به حالت اول برگشته و زندگي سير طبيعي خود را طي خواهد نمود. طبيعت و مناطق طبيعي خسارت جبران‌ناپذير يا جبران‌پذير را از ناحيه انسان متحمل مي‌شود و اين انسان است كه با برخورد نا معقول خود عامل تخريب اكوسيستم‌ها را فراهم نموده و سير طبيعي و اكولوژيكي جامعه زيستي را مختل مي‌نمايد. موارد تخريب توسط انسان در دنياي امروز به موازات پيشرفت تكنولوژي افزايش يافته و از گستردگي بيشتري بر خوردار گشته است. اگر چه اين اثرات نامطلوب در ابعاد كلان مورد بحث ما نيست ولي اشاره به مواردي چون آلودگي گسترده درياها به مواد نفتي و پساب‌ها، گرم شدن كره زمين، ايجاد حفره در لايه ازن و مواردي از اين قبيل دور از منطق نيست.

از كليات كه بگذريم اهم مواردي را كه فعاليت‌هاي انساني عامل تهديد و تخريب اين منطقه مي‌باشد مي‌توان به شرح زير بيان نمود.

1ـ كشاورزي

     كشاورزي در اين منطقه به هر دو صورت ديم و آبي وجود دارد. كشاورزي ديم اگر چه از گستردگي فراواني برخوردار نيست علي ايحال با توجه به اين كه عموماً اين نوع زراعت در مناطق شيب‌دار اجرا مي‌شود، عامل فرسايش آبي را در پي دارد. اگر شيار به وسيله تراكتور انجام شود در اين حالت به خاطر سهولت حركت تراكتور شيار در جهت شيب انجام مي‌شود. در اين صورت شدت فرسايش به مراتب بيشتر و شيارهاي ايجاد شده عميق‌تر خواهد بود.

     كشاورزي آبي بيشتر در دره‌هاي منطقه آن هم به صورت باغ رايج است و اين نوع كشاورزي اگر چه به ميزان زراعت ديم باعث تخريب زمين نمي‌گردد ولي به خاطر حضور كشاورزان در منطقه شرايط ناامني و استرس جهت و حوش فراهم مي‌گردد. ضمناً ايجاد باغات و كشت درختان ميوه با اكوسيستم طبيعي منطقه مغايرت دارد.

2ـ يكي از مخرب‌ترين موارد تخريب مراتع و مناطق مي‌باشد متاسفانه دام بسيار بيشتر از ظرفيت قابل تحمل مرتع وارد چراگاه مي‌شود كه اين عامل پي آمدهايي مثل كوبيده شدن خاك، كاهش نفوذ پذيري، توقف رشد و توليد مثل و نهايتاً عاري شدن خاك از پوشش را در بر دارد. علاوه بر آن حضور دام به تبع آن انسان و سگ امنيت را از وحوش گرفته علاوه بر خسارت مستقيم جامعه حيواني را با استرس مواجه مي‌نمايد، كه نهايتاً منجر به كاهش توليد مثل گونه‌ها مي‌گردد.

     اين دو عامل اگر چه از شدت ان نسبت به گذشته به خاطر تامين بيشتر سوخت‌هاي فسيلي كاسته شده ولي هنوز هم به عنوان يك معضل در سطح مناطق وجود دارد. تامين سوخت و تبديل به زغال از عوامل عمده نابودي جنگل‌هاي منطقه بوده به گونه‌اي كه امروز از آن همه جنگل‌هاي انبوه جوامع پراكنده‌اي بيش نمانده است. خطوط انتقال نيرو، گاز و بوته كني از ديگر عوامل تخريب اين منطقه مي‌باشد كه در منطقه مورد بحث از نقش چنداني برخوردار نيستند.

مديريت منطقه

     مديريت و تدوين برنامه‌هاي مديريتي از اصول تضمين كننده موفقيت حفاظت و رشد عرصه‌هاي طبيعي و مناطق تحت كنترل مي‌باشد. بدون مديريت صحيح هر چند كه ابزار كنترل از كيفيت بسيار خوبي هم برخوردار باشد نمي‌توان به رشد ارزش‌هاي اكولوژيكي و طبيعي مناطق اميدوار بود.

     ذكر اين نكته ضروري به نظر مي‌رسد كه مديريت هم زماني مي‌تواند كار ساز باشد كه شناخت كامل از منطقه و عوامل تشكيل دهنده آن وجود داشته باشد و اين شناخت حاصل نمي‌شود مگر در پناه مطالعه جامع مديريت اين گونه مناطق در طرح جامع مديريت اساس كاربري‌ها، ارزش هر منطقه از نظر عوامل طبيعي و غير طبيعي يا اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، تفرجگاهي و تحقيقي مشخص و منطقه بر اساس آن زون بندي شده و كاربري‌ها مشخص مي‌گردد.

     طرح جامع منطقه است كه مشخص مي‌كند كدام ناحيه به مسئله تفرجگاهي اختصاص داده مي‌شود و كدام ناحيه به منظور حفاظت وحراست گونه‌هاي گياهي و جانوري  و ذخائر ژنتيكي تعيين و مشخص گردد.

خلاصه كلام كه در طرح جامع مديريت مي‌تواند موارد زير مد نظر قرار گيرد:

ـ ساماندهي كاربري‌ها براساس شراتوپوگرافيكي و جغرافيايي منطقه

ـ مشخص شدن برنامه‌هاي پژوهشي براساس اطلاعات بدست آمده.

ـ اختصاص استفاده سازگار و هماهنگ با شرايط هر منطقه

ـ تدوين برنامه‌هاي تحقيقاتي و تفرجگاهي.

ـ تجهيز منطقه براساس نيازهاي حفاظتي.

     منطقه حفاظت شده سالوك و در كنار آن پارك ملي سالوك با توجه به شرايط اقليمي منطقه و ساختار شكل زمين آن كه تركيبي از كوه، دشت و تپه ماهور مي‌باشد داراي ارزش‌هاي بالقوه‌اي در ابعاد پژوهشي، علمي و تفرجگاهي و اقتصادي مي‌باشد كه به علت عدم اجراي طرح جامع مديريت هنوز تفكيك نشده و جهت به فعل در آوردن آنها نيز اقدماتي نشده است.

     اين منطقه به دليل تنوع اقليم و توپوگرافي آن از تنوع اكوسيستمي نسبتاً خوبي و به تبع آن از تنوع گونه‌اي مطلوبي اعم از گياهي و جانوري بر خوردار است. بيش از 20 سال حفاظت بر ارزش‌هاي اكولوژيكي منطقه افزوده و امروزه سالوك با مجموعه پارك ملي و منطقه ممنوعه آن يكي از غني‌ترين زيستگاه‌هاي استان خراسان مي‌باشد. در حال حاضر در اين منطقه تعداد4 باب واحد محيط باني و سر محيط باني وجود دارد كه از نظر تامين پرسنل بسيار در تنگنا مي‌باشند. نياز حفاظتي منطقه حداقل هر سه هزار هكتار يك نفر مامور مي‌باشد كه براي تحقق اين امر حداقل نياز به 12 نفر ديگر مامور اجرايي مي‌باشد. لذا ضروري به نظر مي‌رسد كه منطقه چه از نظر نيرو و چه از نظر امكانات تجهيز و تقويت گردد.

     منطقه سالوك با بيش از 200 گونه گياهي از تنوع نسبتاً مطلوبي برخوردار مي‌باشد. قسمت عمده گياهان منطقه را گونه‌هاي گلدار تشكيل مي‌دهد و از بازدانگان گونه شاخص در اين منطقه ارس مي‌باشد كه به صورت تنك تا پراكنده از ارتفاع حدود1600 متر به بالا در سرتا سر منطقه مشاهده مي‌شود.

     اصولاً گياهان هر منطقه چه از نظر كميت وچه از نظر كيفيت و انواع تا حدود زيادي تعيين كننده تركيب جانوري ان منطقه مي‌باشند. علاوه بر آن گياهان نقش موثري را از نظر ساختارهاي اكولوژيكي هر منطق ، حفاظت خاك، نگهداري رطوبت و افزايش ميزان نفوذ پذير نزولات به عهده دارند. علاوه بر آن تركيب گياهي هر منطقه چه ازنظر كميت و چه از نظر كيفيت و نوع ارتباط مستقيمي با تركيب گونه‌هاي جانوري همان منطقه دارد.

فلور اين منطقه از نظر جغرافياي گياهي براساس تقسيم بندي مبين در منطقه رويشي ايران توراني واقع گرديده است. علي ايحال بخش عمده‌اي از منطقه از اقليم استپي سرد بر خوردار است و جامعه گياهي آن خصوصيات اين اقليم را دارا مي‌باشد. از نظر اكولوژيكي در منطقه سالوك 2 اكوسيستم عمده كوه‌ها و تپه ماهورهاي پست و بلند و مناطق دشتي و آبرفتي قابل تشخيص مي‌باشد. پوشش گياهي در مناطق مرتفع و صعب‌العبور تقريباً دست نخورده باقي مانده و شكل طبيعي خود را حفظ نموده است . ولي اين حالت در مناطق دشتي و تپه ماهورهاي پست با قلل هموار و شيب كم تا حدودي دست‌خوش تغيير گشته است. اين تغييرات داخل دره‌ها مخصوصاً آن تعداد از دره‌ها كه داراي جريان آب مي‌باشند. كاملاً محسوس است وگونه‌هاي غير بومي مخصوصاً درختان ميوه اكوسيستم متفاوتي را با شرايط طبيعي منطقه فراهم نموده است.

منابع

حسين مروج همداني علي ادهمي وپرندگان ايران

انتشار سازمان حفاظت محيط زيست 1354

فيروز اسكندر حيات وحش ايران ـ مهر داران

مركز نشر دانشگاهي 1378

ضيايي هوشنگ ( 1375) راهنماي صحرايي پستانداران ايران انتشار سازمان حفاظت محيط زيست

محمود لطيفي ـ مارهاي ايران، سازمان حفاظت محيط زيست 1370

حبيب الله ثابتي ـ اقاليم حياتي ايران انتشار دانشگاه تهران 1349

آمارنامه هاي اقليم و هواشناسي ـ سازمان هواشناسي كشور

جلال فاموري و خاك‌هاي ايران ـ موئسسه خاك‌شناسي و حاصل‌خيزي خاك 1349

احمد قهرمان ـ فلور رنگي ايران ـ دانشگاه تهران

علي زرگر ـ گياهان داروئي ايران ـ انتشار دانشگاه تهران

رستني‌هاي ايران صادق‌مبين دانشگاه تهران 1364

مطالعات خاك‌شناسي و زمين‌شناسي منطقه گناباد ـ سازمان آب منطقه‌اي خراسان

مطالعه بوم شناختي منطقه هلالي رحمان حسين زاده 1379

غلامرضا مقامي مقيم ـ منطقه حفاظت شده سالوك ـ پايان نامه كارشناسي‌ارشد سال 79

مناطق حفاظت شده ايران هنريك مجنونيان انتشارات سازمان حفاظت محيط زيست

منطقه حفاظت شده گنو                     انتشارات استان هرمزگان

منطقه حفاظت شده هفتاد قله              انتشارات استان مركزي

نشريات محيط زيست و منابع طبيعي