بش قارداش
بابا امان
شهر تاریخی بلقیس
عمارت مفخم

بش قارداش
بابا امان
شهر تاریخی بلقیس
عمارت مفخم

آئين چهارشنبه سوري در بجنورد

     آئين چهارشنبه سوري از جمله مراسم باستاني ايرانيان است كه از قديم بين طايفه‌ها و ساكنين شهرها و روستاها برگزار مي‌شده است، در بجنورد هم اين آئين ديرين و كهن در آخرين شب چهارشنبه هر سال اجرا مي‌شده است كه زمان حال نيز اين سنت و رسم پا برجا مانده است.

     قاسم مهرنيا از شاعران و محققان بجنورد مي‌گويد: اين آئين از آن جهت به غروب سه شنبه و شب چهارشنبه آخر سال موكول شده است كه مي‌گويند زرتشت با رسيدگي حسابهاي گاه‌شماري به تنظيم و تدوين دقيق تقديم توفيق يافت. آن سالي بود كه تحول سال به روز سه‌شنبه مصادف شد كه نيمه آن سه‌شنبه تا ظهر جزئي از سال كهنه و نيمه بعد از ظهر جزء سال نوبه حساب آمد و چون آغاز هر روز را در نيمه شب را مطابق معمول جشن گرفته و آتش افروخته و از آن پس، آن شب را چهارشنبه سوري قرار دادند.

    مراسم آتش افروزي در آستانه سال نو را پس از قبول اسلام در آخرين چهارشنبه سال قرار داده‌اند تا از عقيده اعراب تأسي كرده باشند كه روز چهارشنبه يا (يوم الاربعا) را شوم و نحس مي‌دانستند، در مورد وجه  تسميه چهارشنبه سوري دارند به مناسبت آتش افروزي آن شب را (سور، سرخ) ناميده‌اند.

وي مراسم چهارشنبه سوري را در بجنورد اين گونه بيان كرد:

    در بجنورد، در آخرين غروب سه شنبه ( شب چهارشنبه) آخر هر سال مقداري بته خشك در سه كپه پشت سر هم روي زمين قرار دارد و آتش مي‌زدند و هم اهل خانه از كوچك و بزرگ از روي آتش پريده و اشعاري به زبان تركي زمزمه مي‌كردند:

غم گيده، شادلق گلده                       (غم رفت و شادي آمد)

محنت گيده، روزي گلده                 (محنت رفت و روزي آمد)

و يا خطاب به آتش مي‌گفتند:

سارقم سنن                        قرمز لقين منن

(روزي من از تو                     سرخي تو از من)

       در گذشته يكي از رسوم شب چهارشنبه سوري در اين شكستن كوزه بود، چون در گذشته اكثر جهت آب آشاميدني از كوزه استفاده مي‌كردند، كوزه‌هايي كه در طول سال در اثر استفاده، دسته آنها مي‌شكست و يا ترك برمي‌داشت به نحوي كه قابل استفاده نبود، اهل خانه آن را دور سر خود مي‌چرخاندند و هر كدام مقداري آب دهان در كوزه انداخته و چند عدد سكه (50 ديناري، يك ريالي) و چند تكه زغال داخل كوزه مي‌ريختند و از پشت بام به طرف كوچه پرتاب مي‌كردند و مي‌گفتند «سال نو، كوزه نو».

مهرنيا