بش قارداش
بابا امان
شهر تاریخی بلقیس
عمارت مفخم

بش قارداش
بابا امان
شهر تاریخی بلقیس
عمارت مفخم

غناي موسيقي «عاشق ها» و «بخشي هاي»

 

در اين شهر حافظان و ميراث داران موسيقي ايران كه « عاشق» و «بخشي» ناميده مي شوند وجود دارند كه متاسفانه كمتر مورد پژوهش و معرفي و حمايت قرار گرفته اند.

« عاشق ها» اين مردان عاشق به هنر موسيقي به خوبي توانسته اند رسالت حفظ و گسترش اين فرهنگ را بعهده گيرند. ادبيات و فرهنگ شفاهي كردها كه يكي از غني ترين انواع در نوع خود است بوسيله هنرمنداني به نام « عاشق ها» و « بخشي ها» حفظ شده است. هر چند كه در سالهاي اخير اين نوازندگان و هنرمندان متعهد

مورد بي مهري قرار گرفته اند وهنر آنها ورسالت شان رو به نابودي است اما عاشق ها وبخشي ها از تاريخي كهن بر خوردارند.

از زمان هاي قديم اشعار وآهنگ هاي مسحور كننده به زبان كرمانجي در خراسان قديم شرق ايران- شهرت بسياري داشته و داراي قدمت فراواني است همچون آهنگ لو واسب چوبي كه سابقه و تاريخ آنها به قبل از اسلام باز مي گردد.

«عاشق ها» به احتمال قوي از گروه كرداني مي باشند كه پيش از اسلام در مشرق زمين بوده اند وتوانسته اند در گذر اعصار پا بر جا بمانند و موسيقي به جاي مانده از تاريخ قديم را با تاريخ معاصر كرد خراسان كه عملاً از عصر صفوي رقم مي خورد تلفيق كنند و در مسير تكامل به عالي ترين درجه دست يابند.

مطالعه و تحقيقاتي كه در اين زمينه صورت گرفته نشان از اين دارد كه كردها قبل از اسلام در خراسان قديم زندگي مي كردند.

مشاهده فرهنگ كردها به ويژه نوع پوشش- رنگ- ادبيات و رقص هاي كردي براي هر بيننده اي خبر از اعماق تاريخ و فرهنگ ايران مي دهدكه نمي توان چنين دستاوردي را مربوط به چندين قرن اخير دانست هر چند كه آمار كردهاي خراسان از عصر شاه عباس صفوي و مهاجرت قزلباشان مرزداران شمال خراسان و اقامت در اين سرزمين به طور چشمگيري راه صعودي پيمودتا جايي كه به استان خراسان شمالي كردستان خراسان نيز گفته اند، به بحث عاشق ها باز مي گرديمكه در شمال خراسان به آن عاشق و آذربايجان« عاشيق» مي گويند. واژه عاشق به احتمال تلفظ ويژه اي از واژه هاي« آيشك» «اشوك» « اشو» مي باشد به معني مرد مقدس كه از نام ها و صفت هاي« عاشق ها» بوده است.

در واقع هنر موسيقي در نزد ايرانيان از ديرباز مورد ستايش و علاقه بوده و از قداست برخوردار بوده است و مرد عاشق( نوازنده) خود را به اين مقام رسانيده است.

 عاشق هاي شيروان كه آمار آنها تا قبل از پراكندگي به شهر هاي مختلف رقمي حدود 30 خانوار بوده است، همگي ساكن روستاي هنامه بوده اند. آنها وابسته به بزرگ ايل كرد كيكانلو بوده و در دوره افشاريه برات بهادر عاشق و در دوره قاجاريه گل محمد عاشق و اولادش سرپرست عاشق ها بوده اند در عصر پهلوي اول رجب عالي بك عاشق، سرپرست عاشق هاي شيروان بوده است.

در گذشته هيچ جشن ومحفلي بدون حضور عاشق ها اجرا نمي شد مثلاً در ايام نوروز، مير نوروزي زنان و مردان، برپايي كشتي چوخه، جشن هاي باستاني، اعياد برداشت محصول، هاوارها و يك طرف قضيه حضور عاشق ها بود كه كار  را بالا مي برد و به اجراي جشن شور و شوق و قوت مي داد.

عاشق ها ممولا در مراسم شاد نوعي لباس مي پوشيدند كه رنگ آن پيراهن قرمز بود و با پوشيدن شلوار كردي، جوراب هاي رنگي، بستن سر و كمر بوسيله دستمال شال، پوشيدن كلاه نمدي و به پا كردن چارخ هاي تيل دار در ميدان رقص كه گوند نام داشت بسيار چالاك مي شدند كه زمين و زمان را محو تماشاي رقص خود مي نمودند.

ممولا آهنگ هايي كه در رقص توسط عاشق ها اجرا مي شد عبارت بودند از:

1-   يك قرصه: قرص به معني دست زدن، كف زدن مي باشد كه در اين بازي دست ها يكبار به هم نزديك مي شود.

2-    دو قرصه

3-    سه قرصه

4-    پنج قرصه- شش قرصه- دوازده قرصه- اناركي- چپه راسته- سربازي- جان منه- شلنگي- مات مادي- آلاگوزيا آهنگ خانان- چوپ بازي- قالده قالده- مجسمه- سماع و

سازهايي كه مورد استفاده عاشق هاست عبارتند از:

1-   پيق( سورنا) 2- قوشمه 3- كمانچه 4- دهل 5- ضرب 6- دايره.

از جمله عاشق هاي بسيار معروف شيروان مرحوم رمضان علي عزيزي عاشق كيكانلو، متولد 1316 روستاي اوغاز بود كه استاد بي همتاي سرنا- كمانچه- دهل و رقص كردي به شمار مي رفت.

مرحوم استاد نياز علي صحرا روشن فرزند رجب علي عاشق نيز كه در سال 1312 در روستاي هنامه متولد شد از جمله مطرح ترين كمانچه نوازان ايران و بهترين اجرا كنندگان رقص كردي بود كه در سال 1381 در مشهد درگذشت.

در حال حاضر استاد نايبعلي صحرا روشن، فرزند مرحوم نياز علي- خان محمد آدينه پور و قربان علي عاشق از ديگر ادامه دهندگان راه بزرگان موسيقي عاشق هاي شيروان هستند.

گروه مهم ديگري از نوازندگان شمال خراسان كه در شيروان زندگي مي كنند« بخشي ها» مي باشند. هر چند كه در سرتاسر خراسان شمالي بخشي وجود دارند، اما شهر شيروان زادگاه بخشي هاي توانايي است كه موجب فخر اهل هنرند.

واژه بخشي به معني كسي است كه خداوند به او بخشش يا موهبتي عطا فرموده و او را به فردي استثنايي كرده است، بر طبق همين روايات بخشي بايد بتواند بخواند بنوازد، شعر بگويد داستان بسرايد و ساز خويش را نيز بسازد.                   

بخش ها اهميت فراواني در ميان اهالي شيروان و ساير شهر هاي استان خراسان شمالي دارند. آنها در سابق در ميان محافل خاص و عام حضور يافته و ضمن نوازندگي« دو تار» به مثابه حكيماني بودندكه علاوه بر سرگرمي مردم و نواختن تار به آموزش تاريخ و ادبيات و امثال و حكم مي پرداختند و موجب پند و اندرز ديگران مي شدند. آنها گاهي با بيان داستان حماسي به تقويت روحيه جوانان در برابر حملات و خطرات احتمالي از سوي دشمنان وطن مي پرداختند و با بيان توصيف قدرت نظامي و استعداد ايل مبلغ سياسي  نيز بودند، از اين رو بخشي ها همواره مورد توجه حكام و رجال و خوانين مطرح شمال خراسان بودند. ممولا هر«خان» بخشي مخصوصي در دستگاه خود داشت و بخشي را ضمن معاف از ماليات هاي متعدد موجود زمان، مورد توجه و حمايت نيز قرار مي داد.

بخشي ها در سراسر منطقه زندگي خود به مجالس فراخوانده مي شدند و در مجالس اگر شادي و عروسي بود، بطور كلي شاد مي نواختند و به بيان منظومه هاي عاشقانه همانند كرم اصلي خان، لاله و لانجان، سبزپزي و مي پرداختند. البته انتخاب آهنگ و شعر از طرف بخشي بستگي به تشخيص او از موقعيت مجلس نيز داشت او گاهي در جمع جوانان قرار مي گرفت و شروع به خواندن آهنگ هاي شاد عاشقانه و دو قرصه و مي كرد و گاهي نيز در جمع بزرگان و رجال قرار مي گرفت كه به خواندن اشعار عرفاني و تغزلات دلنشين همانند خجه لوره، لو، جعفر قلي و ... مي پرداخت. چنانچه در مجلسي چند دو تار زن و نوازنده به هم مي رسيدند قصد خود ستايي مي نمودند و به مقابله و مناظره مي پرداختند كه از آهنگ سؤال و جواب استفاده مي شد، رگر هر بخشي در آن مسابقه پيروز مي شد و حريفان را شكست مي داد اجازه داشت تا دو تار حريفان و بخشي هاي تازه وارد و نوكار را اخذ و عنوان «بخشي» را از آنها سلب نمايد چرا كه« بخشي» بودن هنري بود بسيار مهم و مقدس و با ارزش و از اين رو هر كسي نمي توانست خود را بخشي بنامد. ممولاً بخشي ها در محافل با تبحر و مهارت ويژه در داستان سرايي و نقل حكايات و نوازندگي زيبا مورد شاد باش و تشويق مردم قرار مي گرفتند كه براي تشويق بخشي از دو واژه «ساغل» و «نمري» به معني سلامت بماني و غير استفاده مي شد. بخشي نيز با مشاهده مخاطبان خود براي هنر نمايي بيشتر اشعاري را در وصف حضار مجلس و رجال مطرح و توصيف ارزش ها و افتخارات آنها شروع به «خودبندي» يا ساخت شعر و آهنگ مي نمود كه باز هم با تشويق حاضران روبرو مي شد و در پايان نيز بخشي به هنرنمايي خود و خودستايي از خويش برمي آمد و بدين گونه به نواختن خاتمه مي داد.

برخي از آهنگ هايي كه توسط بخشي هاي شيروان اجرا مي شود: آهنگ لو- نوايي- كورواغلي- خجه لوره- شاهسيار- سكينه- سالارمه- آتامرگان- حجي قداق- بياض هراي جريستان و منظومه ها و داستان عاشقانه كرم اصلي خان- طاهري- پري جان و و اشعار حماسي چولان كورواغلي، جنگ خان هاي بيچران با تركمن ها- سردار عوض و مي باشد.

ياد و نامي از بخشي هاي معروف شيروان 

در برخي از روستاهاي شيروان همانند سراني- اسطرخي- گليان- برزلي- خانلق مي توان گفت آنقدر علاقه مردم به دو تار و اين هنر وافر است كه در هر منزلي دو تار و دو تار زني وجود دارد از اينروست كه اين علاقه در فرهنگ شيرواني و جايگاه بخشي ها موجب بروز و پرورش بزرگ مردان هنرمندي شده است كه هنرشان پوشيده نيست!

1-    لطيف بخشي سرحدي:او در دوره قاجاريه ساكن روستاي هنامه شيروان بود و آنقدر شيفته دو تار شده بود كه براي شكست بخشي هاي «تركمن» چندين بار خود را به سرزمين تركمن ها رسانيده بود اما وقتي بخشي ها تركمن هنر او را برتر يافته بودند متعجب شده و او را انعام نموده بودند. او صاحب سبك و آهنگ ساز بود و آهنگ هاي آتامرگان كه بوسيله مرحوم رحيم خان حفظ شده از آثار آن بخشي بزرگ شيروان بود.

2-   علي اكبر بخشي گلياني:‌ مردي بود كه در دامنه هاي كوه هاي شاه جهان پرورش يافته بهترين داستان سرا و راوي منظومه هاي تركي بود كه توانست شاگردان مهمي را پرورش دهد و هنر خود را ماندگار سازد او را در اجراي آهنگ كرم اصلي خان بي نظير مي دانند.

3-    استاد رحيم خان بخشي بيچرانلو: متولد 1280 شمسي روستاي هنامه و از بهترين شاگردان لطيف بخشي سر حدي بود كه توانست از كودكي نظر استادش را جلب نمايد و تحت تعليم استاد قرار گيرد. او از چهره هاي ماندگار هنري شيروان است كه اينك استاد رمضان است راه استاد را ادامه مي دهد.

4-   سلطان رضا ولي نژاد: از اهالي گليان و معاصر رحيم خان بخشي بود كه در اجراي آهنگ ها به سه زبان كردي- تركي- فارسي استاد بوده و بهترين اجرا كننده حكايات محلي از جمله كورواغلي- قيامت و مي باشد كه روزگاري نام او در سرتاسر خراسان پيچيده بود و از هنرش تعريف ها مي شد. اينك گروه ولي نژاد شيروان ادامه دهنده راه آن استاد مي باشند.

5-    عزيز بخشي هنامه اي: او فرزند محمد مهتر خرسكانلوئي بود كه پدرش به واسطه حضور در دستگاه خوانين سرحدي به هنامه كوچيده بود. عزيز اولين شاگرد و بهترين شاگرد استاد رحيم خان بود كه جنس اجرايش بسيار شبيه استاد رحيم خان بود. او ادامه دهنده سبك رحيم خان بود و توانست آهنگ هاي نگار، كچكي شيرواني، سليمان و بقليس و لو را بسرايد و به پرورش شاگرداني نيز براي حفظ سبك رحيم خان همت نمايد.

6-     دكتر شاهرضا فرزانه: او فرزانه اي از كردهاي جلالي شيروان بود كه تنها دوتار را همدم و مونس و «هوال» خود مي دانست. او يكي از استادان و آهنگ سازان موفق بود كه توانست « نبال دوتار»،« غربت»، «ياندم داغ لر» را بسرايد و نام خود را جاودان نمايد.

7-     محمد رحيم بخشي تيموري چپانلو: او از تيره كم كيل و ساكن روستاي چپانلو بود. او بسيار خوش صدا، و مسلط در آواز به زبان هاي تركمني و كردي بود. او در رقص كردي اسب سواري نيز استاد بود و خط زيبايي هم داشت.

8-     همراه علي گل افروز: از بخشي هاي گيلان بود و بديهه گو، داستان سرا و نوازنده چيره دست و توانايي به شمار مي رفت. به بهترين شكل داستان هاي محلي را روايت مي نمود از جمله نقل داستان سيد يتيم- جولان كورواغلي- خد و سردار و كه بي نظير بوده است.

خوشبختانه برخي از آهنگ هاي آن استاد توسط گروه ولي نژاد و بخشي هاي شاه جهان حفظ و اجرا مي شوند. از ديگر هنرمندان «بخشي» و آوازخوان هاي شيرواني زهرائي ميدانلو، حبيب سر حدي نقد و حافظ آهنگ هاي سرحدي، رمضان بردري، جعفر رحماني، شيخ حسن زيارتي، غلامحسين اسطرخي، احمد بخشي حاتمي جريستان- علي بابا رستمي خلاجلو- مجيد حسني- غلامرضا مهدي- رضا موسي الرضايي، رستم تايانلو، حسين ولي نژاد- امير خرسكانلو- بيژن اقدسي- ابوالفضل اوغازي خواننده آهنگ هاي جعفر قلي- سكينه و را مي توان نام برد.

منابع:

1-   سفر نامه ابن حوقل يا صوره الارض- تاريخ افغانستان قبل از اسلام- مسالك وممالك، برخي از كتاب هايي هستند كه به وجود كردها در خراسان قبل از اسلام و اوايل اسلام اشاره كرده اند.

2-    آيينه وآواز- محمد رضا درويشي .

3-    رساله موسيقي خراسان پژوهش استاد اردلان.

4-    مجله ادبستان- شماره 37 مقاله بهمن بوستان.

5-    مصاحبه شفاهي با مرحوم نياز علي و فرزندش نايبعلي صحرايي در سال 1380 .

6-    اين آهنگ توسط علي بابا بخشي رستمي ساكن شيروان بخوبي بيان و اجرا مي شود. 

7-    مقاله مروري كوتاه بر زندگاني استاد رحيم خان بخشي بهادري- مجله كرمانج دانشگاه فردوسي مشهد.

8-    مصاحبه با استاد هاشم صادقي از مطلعين و محققين پيرامون بخشي هاي سرحد به ويژه محمد رحيم بخشي چپانلو.              

نشريه بين المللي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي جاده ابريشم

شماره 65- اسفند 1383

پژوهشگر: شادروز اماني