بش قارداش
بابا امان
شهر تاریخی بلقیس
عمارت مفخم

بش قارداش
بابا امان
شهر تاریخی بلقیس
عمارت مفخم

    قاضي ابو عبدالله اسفرايني(مفسر قرن چهارم)

     قاضي ابو عبدالله، محمدبن عبدالله بن علي اسفرايني مفسّر قر‎آن و از دانشمندان قرن پنجم هجري بوده است. در مورد تاريخ ولادت و تاريخ وفات وي اطلاعي نداريم. منابع، تنها به كتاب تفسير وي الناسخ و المنسوخ اشاره كرده‌اند. نسخه‌اي از اين كتاب در كتابخانه‌ي آيت الله مرعشي نجفي در قم محفوظ است كه، در سال 1022 ه.ق به خط نستعليق شكسته توسط كاتب آن حسن جان بن سميع الدين بن جلال الدين بن قيام الدين بن نظام الدين تحرير شده است. نسخه‌ي عكسيِ  اين كتاب در كتابخانه‌ي نگارنده موجود است. اين نسخه‌ي خطي با نسخه خطي كتابخانه‌ي آستان قدس رضوي مقابله شده و اختلافات اندكي كه داشته در حواشي آن درج شده است.

     قاضي اسفرايني در مقدمه اين كتاب اذعان كرده است كه تفاسير ائمّه ثقات را مثل تفسير مقاتل بن سليمان و كلبي و تفاسيري ديگر از اين دست از استاد امام ابواسحاق ابراهيم بن محمد اسفرايني و امام ابوالحسن علي بن حسن اسفرايني حافظ، كه از أئمّه حديث و معروف به «ابن سقا» است، و نيز از شيخ عالم و زاهد ابوبكر محمدبن سعيد بن سختويه اسفرايني سماع كرده است.

     بنابراين، اسفرايني، تنها بر احاديثي كه خبر آنها به تواتر صحيح رسيده و او با پژوهش دقيق بدان دست يافته، اعتماد كرده است. وي در اين كتاب پس از حمد و ثناي خداوند به ضرورت دانستن ناسخ و منسوخ پرداخته و دلايلي را براي وجوب دانستن آن بر مفسرين اقامه كرده و سپس حكايت شگفت انگيزي را از امام علي بن ابي طالب (ع) نقل كرده است. بدين شرح: «امام علي وارد مسجد كوفه شد مردي را ديد به نام عبدالله كه از شاگردان ابوموسي اشعري بود. مردم بر او گرد آمده بودند و از او پيرامون تفسير قرآن سوال مي‌كردند و او قرآن را براي آن‌ها تفسير مي‌كرد امام علي از وي پرسيد: آيا ناسخ و منسوخ را مي‌داني؟ عبدالله گفت: نمي‌دانم. امام علي (ع) فرمود: تو كيستي؟ گفت: ابو محيي. امام فرمود: تو ابو محيي نيستي بلكه ابوعزّي هستي. پس امام علي (ع) گوش‌هاي آن مرد را گرفت و سخت پيچاند و فرمود: از اين به بعد در مسجد ما قصه مگو» بدين وسيله امام، ضرورت دانستن ناسخ و منسوخ و وجوب آن را در امر تفسير قرآن بيان فرمودند.

     اسفرايني سپس گفته است كه: از عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر نيز روايت شده كه مردي را كه داناي به ناسخ و منسوخ نبوده از تفسير كردن قرآن و وعظ كردن منع كرده‌اند نيز نقل شده كه حذيفه بن يماني تفسير قرآن و وعظ كردن مردم را براي كسي كه عالم به ناسخ و منسوخ نباشد جايز نمي‌دانست. زيرا كسي كه مردم را وعظ مي‌كند و براي آن‌ها قرآن تفسير مي‌كند، بايد ناسخ و منسوخ را بداند تا اينكه به وسيله آن حرام را از حلال و واجب را از جايز تشخيص دهد. او سپس دليل و برهان خود را از كلام خداوند مبني بر اين كه «در قرآن احكامي هستند كه به وسيله احكام ديگر منسوخ مي‌شوند.»

قاضي ابو عبدالله اسفرايني از شاگردان ابو طاهر عبدالرحمان بن احمدين علك ساوي (م. 484 يا 485 ه.ق) يكي از ائمه شافعيه بوده است. به گفته ياقوت حموي: ابوالقاسم اسماعيل بن محمد بن فضل الحافظ و ابو عبدالله محمد بن عبدالله بن علي بن محمد اسفرايني از ابو طاهر ساوي حديث روايت كرده‌اند[1]. چنان كه ذكر شد، تنها اثر باقي مانده از ابو عبدالله اسفرايني، تفسير الناسخ و المنسوخ است، وي در اين كتاب در باب مسايل زير، مطالب ذي قيمتي آورده است:

1)      در حقيقت نسخ و اقسام آن

2)      اختلاف اهل اصول درباره نسخ در متاب و سنت

3)      نسخ جايز نزد تمام مسلمانان

4)      ذكر حدّ نسخ و حقيقت آن

5)      اگر سوال كننده‌اي بپرسد، معناي كلام خداوند بلند مرتبه از اين كه آيه‌اي، آيه ديگر را نسخ مي‌كند، چيست؟

6)   اقسام منسوخ در قرآن (در 55 سوره قرآن احكام منسوخ وجود دارد و در 6 سوره احكام ناسخ هست و در 53 سوره، نه ناسخ هست و نه منسوخ)

اسفرايني باب ذكر منسوج را به ترتيب سوره‌ها با تعداد آيات مكي و مدني و احكام ناسخ و منسوخ و نثري بسيار زيبا و روان و گويا به زبان عربي معرفي كرده است.

     نسخه‌اي ديگر از تفسيرالناسخ و المنسوخ، قاضي ابو عبدالله اسفرايني به شماره 13398 به خط نستعليق شكسته توسط محمد عبدالرحمان قادري در سال 1306 ه.ق در ناگپور تحرير شده است.

مشاهير رجال اسفراين، غلامرضا فسنقري ـ احمد شاهد

 

 

 

 

 

       

  

 



[1] . ياقوت حموي، معجم البلدان، ج 3 ، ص 179 ـ 180.