بش قارداش
بابا امان
شهر تاریخی بلقیس
عمارت مفخم

بش قارداش
بابا امان
شهر تاریخی بلقیس
عمارت مفخم

 

منجم باشي،( ملا) علي‌اكبر  

      علي اكبربن غلام‌حسين بن‌رجب يكي از منجمان و دانشمندان است كه در سال 1300 ه.ق در بجنورد مي‌زيست صنيع‌الدوله او را در رديف علما و فضلاي بجنورد در دورة قاجار آورده و مي‌نويسد: « ملا علي اكبر منجم باشي در فنون رياضي، خاصه در نجوم يد طولي دارد » او رساله‌هايي در دانش ستاره‌شناسي و رياضيات نگاشته است و تعدادي از اين آثار كه به خط خوش كتابت گرديده‌اند، در كتابخانه آستان قدس رضوي و نزد اشخاص باقي است. قبر ملا علي اكبر منجم‌باشي در صحن حرم سلطان سيد عباس ( معصوم‌زاده) ‌است. خاندان منجي از نسل اويند.

كتاب: دانشوران بجنورد

علي‌اكبر عباسيان – احسان سيدي‌زاده

 

 

محمد تقي بجنوردي

     محمد تقي ( م 1314 ق ) عالم، عابد، فقيه و نويسندة شيعي امامي. سيد محسن امين در ستايش او گويد: دانشمندي بزرگ، فقيهي بلندآوازه، نيكوكاري پارسا، پرهيزكاري استوار از بزرگان اهل ايمان و رهبر مسلمانان بود. او را در پرهيزكاري و پاكدامني و نياميختن با فرمانروايان و دنياپرستان پايگاهي بلند و جايگاهي ويژه در دل دينداران بود. شرح حال او را ميرزا عبدالرحمان مدرس اول آستان قدس رضوي        ( 1268 ـ 1338 ش ) به تفصيل آورده است. وي به آيين آن روزگار، از وي ستايش فراوان كرده داستانها و افسانه‌هاي چندي در كشف و كرامات وي آورده كه اگر هم در درستي و راستي آن جاي شك باشد، از اين رو كه گزارشگر ديدگاه مردم آن زمان دربارة دينداري و پرهيزكاري بسيار اوست، ارزش ويژه دارد. مي‌گويد محمد تقي بجنوردي از مردان بزرگوار و پارسايان نامدار سدة كنوني و از شاگردان برجستة‌ شيخ مرتضي انصاري و محمد حسن نجفي نويسندة جواهرالكلام و ديگران بود. اصلاً از مردم بوزنگرد بجنورد بود كه پس از تكميل دانشهاي ديني آن روزگار، در شهر مشهد ماندگار شد و به تحقيق و تدريس و تأليف و راهبري مردم پرداخت. وي در شب 14 صفر 1314ق در مشهد درگذشت و در دارالسيارده صفة دست چپ پيوسته به در مسجد گوهرشاد به خاك سپرده شد. اين آرامگاه را جاجي فرامرزخان سبزواري براي او ساخت. چگونگي آنكه محمد تقي بجنوردي امامت جماعت مشهد را به عهده داشت كه انبوه مردم در نمازش حضور مي‌يافتند، ولي حاجي فرامرزخان بر او تكبر مي‌ورزيد و حاضر نمي‌شد، پس يك شب خوابي تكان دهنده ديد كه او را به مقام پير آشنا ساخت و از آن پس در حلقة مريدان وي درآمد و عهد كرد كه براي او آرامگاهي با شكوه بسازد.

      ساختمان آرامگاه در سال 1300 ق به پايان آمد و چون بجنوردي در گذشت، به وصيت خودش آن را آرامگاه جاودانة وي ساختند. ملك‌الشعراي صبوري تاريخ پايان ساختمان آن را به شعر گفت: « اين صفة عالي سوي جنت رهي دارد.» پسرش حاج مرتضي از پاكان و پرهيزكاران روزگار بود كه مردم به وي ايمان و اعتقاد استوار داشتتند او در 24 محرم 1350 ق در گذشت و در كنار پدر به خاك سپرده شد.

منابع : تاريخ علماي خراسان، 257 ـ 259؛ اعيان الشيعه، 9/192.

محمد حسين روحاني

 

سيد حسن بجنوردي

     سيد حسن ( 1315 ـ 1395 )‌ فرزند علي اصغر معروف به آقا بزرگ، فقيه فيلسوف حكيم، اديب شاعر و نويسنده شيعي امامي و يكي از برجسته‌ترين شخصيت‌هاي حوزة علمي نجف. در خراشا از توابع بجنورد بزاد و در همان جا رشد يافت. در بجنورد به تحصيلات مقدماتي پرداخت و در سال 1330 ق به مشهد رفت. وي در آن جا علوم عقلي و نقلي را نزد كساني چون حاج فاضل خراساني، شيخ آقا بزرگ حكيم ـ شاگرد با واسطة حاج ملاهادي سبزواري به خواند و ادبيات را نزد اديب نيشابوري اول فرا گرفت. در سال 1342 ق براي استفاده از حوزة علمي نجف‌ رهسپار عراق شد و محضر استاداني بزرگ چون آيت الله سيد ابوالحسن اصفحاني، ميرحسين ناييني و آقا ضياء‌الدين عراقي به تكميل تحصيلات خود پرداخت با حافظة شگرف و احاطة‌ گسترده‌اي كه بر ادبيات فارسي و عربي، حكمت و كلام و تفسير و حديث و فقه و اصول و اصول و اغلب رشته‌هاي معارف اسلامي و فلسفة آن داشت، بزودي به عنوان يكي از برجسته‌ترين مدرسين و مجتهدان حوزة نجف شهره گشت، چنان كه پس از در گذشت آيت‌الله بروجردي به سال 1380 ق ، مرجعيت عامة او براي شيعيان جهان مسلم گشت ليكن چون فيلسوفي آزاد و آزاد انديش بود خود را از مرجعيت كنار كشيد و به تحقيق و تأليف و تدريس و گوشه‌نشيني گراييد. البته گروه فراواني از شيعيان او را به عنوان مقلد خود برگزيدند. دربارة وي گفته شده است كه صد هزار بيت شعر عربي و فارسي حفظ بود و حتي در محافل خصوصي به صورت گسترده از اشعار جلال الممالك ايرج ميرزا بهره مي‌جست و سيل آسا اشعار اين شاعر معاصر يا بزرگاني چو مولوي و فردوسي و ناصر خسرو را خواندن مي‌گرفت و حاضران را به اعجاب و آفرين وا مي‌داشت. گويند ديوان خاقاني و منوچهري را نيز تماماً از بر بود. او پس از ساليان دراز تدريس و تحقيق، آثار ارزشمندي از خود به جاي گذاشت كه برخي بدين گونه است: القواعد الفقهيه منتهي الاصول، چاپ نجف 1379 ق 484 صفحه: ذخيره المعاد؛ حاشيه العروه الوثقي؛ رساله في الرضاع: رساله في اجتماع الامر و النهي؛ كتاب في‌الحكمه يا قولنا في الحكمه كه شرح است بر الاسفار الاربعه صدرالمتألهين؛ رسالة‌علميه. مرحوم سيد حسن بجنوردي در نجف بدرود زندگي گفت و در صحن مطهر اميرالمؤمنين (ع) در جوار آرامگاه آيت الله سيد ابوالحسن موسوي اصفهاني به خاك سپرده شد. از او شش فرزند به جاي مانده‌اند: مهدي، جواد (‌م 1362ش)‌، محمد، كاظم، فاطمه و طاهره؛ دايره المعارف بزرگ اسلامي زير نظر فرزند او كاظم موسوي بجنوردي منتشر مي‌شود.

منابع: « چهره‌هاي درخشان»، مجلة معارف اسلامي، شمارة 6 ( 1347 ش )‌، كيهان فرهنگي، سال 2، شمارة 6 ( شهريور 1364 ش )‌؛ معجم رجال الفكر و الادب في‌النجف، محمد هادي اميني؛ گنجينة دانشمندان، 3/184؛ اطلاعات پراكندة نويسندة مقاله.

محمد حسين روحاني

 

حسيني بجنوردي، (حاج ميرزا) اسماعيل «قوام الحكما»

     سيد اسماعيل حسيني فرزند سيد «محمد سلطان الذاكرين» (حاج سلطان بزرگ) در سال 1282قمري (1241 شمسي) در شهر بجنورد متولد شد. پس از انجام تحصيلات مقدماتي در بجنورد، به نجف رفتو در آن‌جا به تكميل معلومات خود پرداخت تا به درجه اجتهاد رسيد. در  رشته طب تحصيلات خود را پي‌گرفت و در سال 1329 قمري به تشخيص وزارت معارف حق اشتغال به حرفة طبابت را كسب نمود و محكمه‌اي در بالا خيابان مشهد واقع در كوچه افشار‌ها گشود. او هم‌چنين به تدريس علم طب و معالجه بيماران پرداخت.

     قوام الحكما پزشكي عالي‌قدر و دانشمندي متفكر و مخترعي سخت كوش بود. او به زبان عربي و فرانسه تسلط كافي داشت.

     گاهي اوقات كه پزشكان آمريكايي و روسي شاغل در مشهد به معضلي بر‌ مي‌خورند، از قوام‌الحكما درخواست مساعدت مي‌كردند. او جراحي زبر‌دست و پزشكي حاذق بود.

     وي پس از مدتي كار پزشكي را رها ساخت و يك‌سره عمر خود را وقف مطالعه و پژوهش و آزمايش كرد. درخون‌شناسي تحقيقات بسيار انجام داد و به رشته فيزيك علاقمند گرديد. از جمله اختراعات او سه چرخه‌اي بود كه بدون نياز به سوخت يا نيروي محركه حركت مي‌كرد. اودستگاهي ساخت كه با قرار دادن در برابر دست اشخاص، نوعي گروه خوني خاصي را جستجو مي‌كرد. قوام‌الحكما در ايامي كه در مدرسه نواب درس مي‌خواند و در زماني كه برق و موتور و پمپ وجود نداشت، فواره‌اي در حوض مدرسه كار گذاشته بود. وي يك سال پيش از مرگش به اختراع دستگاهي مشابه كامپيوتر نايل آمد. يك سر اين دستگاه كه به شكل لوله‌اي مدرج به اندازه عصا بود، در دست بيمار قرار مي‌گرفت و در سر ديگر آن انواع داروها آزمايش مي‌شد. دستگاه علايم منفي يا مثبت نشان مي‌داد و داروي موثر را تعيين مي‌كرد.

     برخي مقامات فرانسوي و «ايراني» خواستار خريد و به دست‌آوردن فرمول دستگاه مزبور شدند و مبلغ هنگفتي را نيز به او پيشنهاد كردند، اما قوام با وجود نياز شديد مالي از پذيرش اين  پيشنهاد سرباز زده و گفته بود: «علم فروختني نيست، علم بايد به دست صالح بيفتد، نه به دست اهل تجارت و من هنوز آن صالح را نيافته‌ام.» وي يك سال پيش از مرگش براي «حسام الدين شمس المعالي» پيغام فرستاد كه محرمي جز او نمي‌شناسد تا نتيجه تحقيق (دستگاه‌هاي اختراعيش) را به او بسپارد و از وي دعوت كرد به مشهد بيايد. اما مرگ نابهنگام شمس المعالي بر اثر بيماري هيچ‌گاه آرزوي قوام‌الحكما را بر‌آورده نساخت و چند ماهي از مرگ شمس‌المعالي نگذشته بود كه دكتر قوام نيز به ديار باقي شتافت و اسرار علمي بسياري را با خود به گور برد.

     او در سال‌هاي پايان عمر به علت اشتغال به كار‌هاي تحقيقي و غرق شدن در پژوهش‌هاي علمي، فرصتي براي كسب معيشت نداشت و در تنگدستي و عسرت مي‌زيست، به گونه‌اي كه حتي براي تأمين كاغذ نيز در مضيقه بود. با فوت شمس‌المعالي كمك‌هاي مالي پنهاني شمس به دكتر نيز قطع شد و قوام به علت نداشتن كاغذ مجبور شده بود يادداشت‌هايش را روي اوراق باطله و حتي كف اتاق بنويسد.

     او عزت نفس و مناعت طبع شگفتي داشت و انساني با كرامت، متين و موقر بود. به مال دنيا اعتنايي نداشت و هيچ‌گاه از تنگدستي شكايتي نكرد. حتي دوستان و شاگردانش نيز از فقر مالي او آگاه نبودند و اين موضوع پس از مرگش توسط خويشاوندان او دانسته شد.

     وي 14جلد تاليف داشته كه از جمله آثارش كتاب «الوجيزه نيّريه» به عربي است. قوام الحكما در سال 1325شمسي در گذشت. از وي يك دختر باقي مانده است.

     كتاب نيّريه

     اين كتاب علمي كه با اقدامات نير‌الدوله در سال 1332 قمري (1291 شمسي) در مطعبه خراسان به طبع (چاپ سنگي) رسيده است، حاوي خلاصه ولبّ مطالب پزشكي زمان خود است. در مقدمه‌اي كه در آغاز كتاب به فارسي آمده، قوام‌الحكما علت نگارش كتاب را به زبان عربي توضيح داده و به شبهاتي كه سبب تنفر بعضي از تحصيل علم شريف طب گرديده، پاسخ گفته است. چون قوام‌الحكما كتاب را به طرز مخصوصي تنصيف نموده، رياست معارف خراسان وي را مخترع محسوب داشته است. كتاب، حاوي علوم الابدان و الاديان ذكر شده، مولف آن در مقدمه كتاب «افلاطون زمان» توصيف گشته است.  

 كتاب: دانشوران بجنورد

علي‌اكبر عباسيان – احسان سيدي‌زاده

 

 

 

منجم باشي، ملاعلي اكبر

     علي اكبر ابن غلامحسين ابن رجب يكي از دانشمندان و ستاره‌شناسان است در سال 1300 هجري قمري ( 1295 شمسي) در بجنورد مي‌زيست. صنيع‌الدوله او را در رديف علما و فضلاي بجنورد در دورة قاجار آورده و مي‌نويسد: « ملا علي اكبر منجم باشي در فنون رياضي، خاصه در نجوم يد طولي دارد.»

     ملا علي اكبر با دانشمندان عصر خويش از جمله ستاره‌شناسان هندي مراوده و مكاتبه داشته است. آنها از نظريات او در علم نجوم بهره مي‌گرفتند. او رساله‌هايي در دانش ستاره‌شناسي و رياضيات نگاشته است و تعدادي از اين آثار كه به خط خوش كتابت گرديده‌اند، در كتابخانة آستان قدس رضوي و نزد اشخاص باقي است.

     قبر ملا علي اكبر منجم باشي در صحن حرم سلطان سيد عباس ( معصوم‌زاده ) است. خاندان منجم از نسل اويند.

 

كتاب: دانشوران بجنورد

علي‌اكبر عباسيان – احسان سيدي‌زاده