بش قارداش
بابا امان
شهر تاریخی بلقیس
عمارت مفخم

بش قارداش
بابا امان
شهر تاریخی بلقیس
عمارت مفخم

 فقيه، (شيخ ) ذبيح ا..

     ذبيح ا.. فرزند حاج جعفر قلي، در سال 1267 ه. ق در شهر بجنورد به دنيا آمد.  اجداد او اهل شوقان  بودند و پدرش در بجنورد به شغل عطاري و كشاورزي روزگار مي‌گذراند. ذبيح‌ا... جهت  ادامه تحصيلات عازم مشهد شد و در مدرسه نواب به فراگيري معارف اسلامي پرداخت. وي در مشهد با «حاج ميرزا احمد مرتضوي» و «حاج ملا يوسف» معاشرت داشت. پس از 8 سال تحصيل در مشهد از آنجا به نجف اشرف مشرف گرديد و نزد استاداني چون « آيت ا.. سيد ابوالحسن اصفهاني » تصديق اجتهاد گرفت.

     او پس از بازگشت به بجنورد امامت مسجد انقلاب كنوني را عهده‌دار گرديد و بعدها پيشنماز مسجد امامي شد. وي شب‌ها پس از اقامه نماز مغرب و عشا مسأله مي‌گفت. همه ساله در دهه محرم او مراسم سوگواري برپا بود و اغلب وعاظ و روضه خوانان در آن‌جا اجتماع مي‌كردند. در دوران اختناق رضا‌شاهي مجالس عزاداري در بيت او به طور مخفيانه برگزار مي‌شد.

     شيخ ذبيح‌ا... روحاني متدين، نيك‌نام و صالح بود. وي از محل وجوه شريعه دريافتي براي سادات و نيازمندان حواله ما‌يحتاج به نام «سيد حميد حميدي» مي‌نوشت و نسبت به رفع نيازمندي كه داشتند اقدام مي‌نمود. او روحاني قناعت پيشه‌اي بود. در «قارلق» قطعه‌ زمين موروثي داشت كه در آن گندم مي‌كاشت و از آن راه زندگي مي‌گذراند. وي شغل محضر‌داري را نپذيرفت و اصولاً از گرفتن پول براي انجام امور شرعيه امتناع مي‌كرد. حاج شيخ ذبيح‌ا... يك بار به مكه معظمه مشرف شد.

      وي در سال 1329 درگذشت و بنا به وصيتش او را در مشهد مقدس در حيات صحن عتيق به خاك سپردند. از او كتاب‌خانه‌اي با آثار خطي به‌جا ماند كه جهت پرداخت مخارج مراسم پس از مرگش به همراه سهمي از منزلش در مشهد به فروش رفت.

          كتاب: دانشوران بجنورد

علي‌اكبر عباسيان – احسان سيدي‌زاده

 

 

 

سيد حسن بجنوردي

     سيد حسن ( 1315 ـ 1395 )‌ فرزند علي اصغر معروف به آقا بزرگ، فقيه فيلسوف حكيم، اديب شاعر و نويسنده شيعي امامي و يكي از برجسته‌ترين شخصيتهاي حوزة علمي نجف. در خراشا از توابع بجنورد بزاد و در همانجا رشد يافت. در بجنورد به تحصيلات مقدماتي پرداخت و در سال 1330 ق به مشهد رفت. وي در آنجا علوم عقلي و نقلي را نزد كساني چون حاج فاضل خراساني، شيخ آقا بزرگ حكيم ـ شاگرد با واسطة حاج ملاهادي سبزواري به خواند و ادبيات را نزد اديب نيشابوري اول فرا گرفت. در سال 1342 ق براي استفاده از حوزة علمي نجف‌ رهسپار عراق شد و محضر استاداني بزرگ چون آيت الله سيد ابوالحسن اصفحاني، ميرحسين ناييني و آقا ضياء‌الدين عراقي به تكميل تحصيلات خود پرداخت با حافظة شگرف و احاطة‌ گسترده‌اي كه بر ادبيات فارسي و عربي، حكمت و كلام و تفسير و حديث و فقه و اصول و اصول و اغلب رشته‌هاي معارف اسلامي و فلسفة آن داشت، بزودي به عنوان يكي از برجسته‌ترين مدرسين و مجتهدان حوزة نجف شهره گشت، چنانكه پس از در گذشت آيت‌الله بروجردي به سال 1380 ق ، مرجعيت عامة او براي شيعيان جهان مسلم گشت ليكن چون فيلسوفي آزاد و آزاد انديش بود خود را از مرجعيت كنار كشيد و به تحقيق و تأليف و تدريس و گوشه‌نشيني گراييد. البته گروه فراواني از شيعيان او را به عنوان مقلد خود برگزيدند. دربارة وي گفته شده است كه صد هزار بيت شعر عربي و فارسي حفظ بود و حتي در محافل خصوصي به صورت گسترده از اشعار جلال الممالك ايرج ميرزا بهره مي‌جست و سيل آسا اشعار اين شاعر معاصر يا بزرگاني چو مولوي و فردوسي و ناصر خسرو را خواندن مي‌گرفت و حاضران را به اعجاب و آفرين وا مي‌داشت. گويند ديوان خاقاني و منوچهري را نيز تماماً از بر بود. او پس از ساليان دراز تدريس و تحقيق، آثار ارزشمندي از خود به جاي گذاشت كه برخي بدين گونه است: القواعد الفقهيه منتهي الاصول، چاپ نجف 1379 ق 484 صفحه: ذخيره المعاد؛ حاشيه العروه الوثقي؛ رساله في الرضاع: رساله في اجتماع الامر و النهي؛ كتاب في‌الحكمه يا قولنا في الحكمه كه شرح است بر الاسفار الاربعه صدرالمتألهين؛ رسالة‌علميه. مرحوم سيد حسن بجنوردي در نجف بدرود زندگي گفت و در صحن مطهر اميرالمؤمنين (ع) در جوار آرامگاه آيت الله سيد ابوالحسن موسوي اصفهاني به خاك سپرده شد. از او شش فرزند به جاي مانده‌اند: مهدي، جواد (‌م 1362ش)‌، محمد، كاظم، فاطمه و طاهره؛ دايره المعارف بزرگ اسلامي زير نظر فرزند او كاظم موسوي بجنوردي منتشر مي‌شود.

منابع: « چهره‌هاي درخشان»، مجلة معارف اسلامي، شمارة 6 ( 1347 ش )‌، كيهان فرهنگي، سال 2، شمارة 6 ( شهريور 1364 ش )‌؛ معجم رجال الفكر و الادب في‌النجف، محمد هادي اميني؛ گنجينة دانشمندان، 3/184؛ اطلاعات پراكندة نويسندة مقاله.

محمد حسين روحاني

 

 

 

همامي، حسامالدين «‌شمس المعالي»

     حسام‌الدين شمس‌المعالي فرزند ميرزا محسن امام جمعه در سال 1314 ه.ق ديده به جهان گشود تحصيلات خود را در تهران ( دالفنون ) به پايان رساند. علوم مذهبي و فقهي را هم در محضر پدر و علماي وقت فرا گرفت و مدتي نيز فلسفه و عرفان آموخت و در رشتة طب نيز مطالعاتي انجام داد. حسام‌الدين براي تحصيل علوم جديد به روسيه سفر كرد و در تفليس تحصيلات خود را تكميل نمود.

     پس از روي كار آمدن سلسلة پهلوي، رضاشاه به عده‌اي از روحانيون مشهور آن روزگار ( 14 نفر و از جمله شمس‌المعالي )‌ مقامات عالي‌رتبة مملكتي را پيشنهاد كرد: « ثقه الاسلام رشتي »،     « حاج‌آقا رفيع»، « صديقي »، « ريحاني » و « صدرالاشراف » از جمله كساني بودند كه دعوت رضاخان را پذيرفتند و در مقامات مهمي قرار گرفتند.  شمس‌المعالي از قبول سمت رياست ديوان‌عالي كيفر كه از سوي رضاخان به وي پيشنهاد شده بود امتناع كرد و به زودي از دشمنان رضاخان به شمار آمد. و در نتيجه به بجنورد مهاجرت كرد. و در روستاي محمدآباد اقامت گزيد و در اين آبادي به عمرا ن و آبادي پرداخت و قنات را آباد كرد و باغ‌هاي فراواني نشاند.

      شمس‌المعالي علاوه بر انجام امور ديني در روستا، با داروهاي سنتي و سر رشته‌اي از طب داشت و به معالجة بيماران نيز پرداخت.

      با اين كه زبان مادري او كردي نبود به زبان كرمانجي توجه خاص داشت و كتابي در دستور زبان كردي گويشي بجنوردي تأليف نمود. و قواعد زبان كردي و واژه‌هاي اصيل كردي را كه به دست فراموشي سپرده شده بود گردآورد. از اين كتاب نشانه‌اي در دست نيست.

     وي از مطالعه و تحقيق باز نمي‌ماند و در اواخر عمر به آموختن زبان انگليسي پرداخت. در هنر عكاسي نيز دست داشت و با توجه به امكانات در آن روزگار عكسهاي هنري جالبي در تهران و محمدآباد بر مي‌داشت و خود آنها را ظاهر و چاپ مي‌كرد. سرانجام شمس‌المعالي در سال 1325 ش به طور ناگهاني در اثر زخم معده در گذشت.

كتاب: دانشوران بجنورد

علي‌اكبر عباسيان – احسان سيدي‌زاده

 

 

 

سيد حسن امامي (امام جمعه) 

     از روحانيون و مجتهدان معروف بجنورد در سال  1306 ه.ق و( 1265ش ) در بجنورد متولد شد و در سن 73 سالگي در ديماه 1338 ش به سراي باقي شتافت.

كتاب: دانشوران بجنورد

علي‌اكبر عباسيان – احسان سيدي‌زاده

 

مرتضوي، ( ميرزا) محمد

     ميرزا محمد فرزند ميرزا باباي سنخواستي در سال 1303 ه.ق در شهر بجنورد پا به عرصة حيات گذاشت. براي كسب علوم ديني راهي مشهد شد، بعدها وي امامت جماعت مسجد « فاطمي » كنوني را عهده‌دار شد و به داير كردن محضر اقدام كرد.

ميرزا محمد به سبب مخالفت با حكومت به مدت دو سال به مشهد تبعيد گرديد. ميرزا محمد مرتضوي در سن 62 سالگي دعوت حق را لبيك گفت.

كتاب: دانشوران بجنورد

علي‌اكبر عباسيان – احسان سيدي‌زاده

 

حسيني بجنوردي سيد محمد «سلطان الواعظين»

     سيد محمد معروف به «آقا جان حسيني بجنوردي» در بجنورد پا به عرصه گيتي نهاد. پس از پايان تحصيلات مقدماتي به نجف اشرف رفت و در آنجا به درجه اجتهاد رسيد.

     وي يكي از بزرگان بجنورد به شمار مي‌آمد و به همت او مدرسه «سلطانيه، بنيان گذاشته شد. آقا جان حسيني شخصي به نام « حاج محمد‌خان » را به ساختن مسجد، مدرسه و حمامي در زميني به مساحت 3000 متر تشويق كرد و بدينسان مدرسة علميه بجنورد در سال 1265 (ه.ق) ( 1224 شمسي ) بنا گرديد.

     در سفر ناصرالدين شاه به بجنورد، از آقا جان حسيني خواسته شد موعظه نمايد. او چنين كرد و پس از پايان منبر، ناصرالدين شاه كه بسيار تحت تأثير قرار گرفته بوده به او لقب « سلطان الواعظين» داد و از آن پس « سيد محمد آقا جان » به « حاج سلطان » معروف گرديد.

     دكتر اسماعيل «قوام الحكما »، سيد محسن « امام جمعة بجنوردي »، حسين « نظام‌الشريعه » و محمد علي « حاج سلطان دوم » كه از روحانيون و بزرگان سرشناس بجنورد بودند، فرزندان حاج سلطان بزرگ بوده‌اند.

كتاب: دانشوران بجنورد

علي‌اكبر عباسيان احسان سيدي‌زاده

 

 

شيخ انصاري

     او واعظي طراز اول و سخنراني زبردست بود كه در برانگيختن احساسات ضد استبدادي مردم و سازماندهي مذهبي آنان تأثير عجيبي داشت. شيخ انصاري در دسته‌ها و هيأت‌هاي مذهبي بجنورد تغييرات بنيادي ايجاد كرد و به دستهاي عزاداري نظامي ديگر بخشيد. اين روحاني مبارز همراه سيزده تن ديگر در سال 1305 در محل طارمي توسط مأموران حكومتي تير باران شد. جرم او طرفداري از سهاك خان عنوان گرديد.

مزار او در شمال بجنورد و سمت راست انتهاي خيابان  شهيد بهشتي قرار دارد.

كتاب: دانشوران بجنورد

علي‌اكبر عباسيان – احسان سيدي‌زاده